بابای ملینا
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”
yedokhtare 웃
هی… من! کجایی ببینی؟ یکی دیگه با لباس عروس پیش یارته
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من چگونه ماندم؟!!... تو چگونه رفتی؟!!...
سارا
من په ساده بودم افسوس مثل بازیچه تو دستات من چه خوش باور اسیر طعم رویایی حرفات
سارا
بعضی زخمارو باید درمان کنی تا بتونی به راهت ادامه بدی بعضی زخمها باید باقی بمونه تا راهتو گم نکنی
سارا
شیطان می گوید : اینان که امروز بمن سنگ می زنند , برسند تهران بمن زنگ می زنند
سارا
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن .
سارا
من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین ! چرا نگاه می کنی ؟ تنها ندیده ای ؟ به من نخند ، من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 20 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبل