دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابای ملینا

ساکت آروم راحت درباره »
بابای ملینا
مرد - متاهل
امتیاز: 2900

دنبال‌شدگان

(188 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(293 کاربر)

گروه‌ها

(25 گروه)

بازدید

بابای ملینا
بابای ملینا

ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”

بابای ملینا
بابای ملینا

کافران درباره مؤمنان چنین گفتند: «اگر (اسلام) چیز خوبی بود، هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی‌گرفتند!» و چون خودشان بوسیله آن هدایت نشدند می‌گویند: «این یک دروغ قدیمی است!»﴿11﴾ میکروبلاگ دنبالر :

بابای ملینا
بابای ملینا

معلم عزیز من گفته یه انشاء بنویس از گلای روی زمین تا دل ابرا بنویس چی بنویسم طوقی جون حرفی نمونده واسمون انشاء که نیست درد دله حرفای ساده مشکله به نام اون خدایی که واسه همه دنیا نفسه کاشکی که فردا نرسه شبای هیچ بنده خدا نباشه مثل شب ما به آسمون نگاه کنه تا صبح خدا خدا کنه که کاشکی شب سحر نشه هیچ کسی در به در نشه صاحب خونمون فردا نیاد اثاث و تو کوچه ی خیس نریزه با داد و بیداد اگر که نصف شب بابام بساطشو جمع بکنه یه ذره از عربده هاش سر هممون کم بکنه سیلی تو گوشم نزنه وقتی که دلخوشیش کمه مادر بزرگ اگر بازم زیاد برام دعا کنه شاید اگر بیشتر از این خدا خدا خدا کنه اگر که خواهر کوچیکم راه بره بازم بی عصا طوقی خوب و با وفا شاه همه پرنده ها قسم به عزت خدا میبرمت امام رضا معلمم نگاه میکرد به کاشی روی زمین با بغض سردی تو صداش گفت برو بچه جون بشین نمره ی بیست ارزونیت فقط تو انشاء تو نخون میکروبلاگ دنبالر :

بابای ملینا
بابای ملینا

تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن، حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن 17 دقیقه بود. سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن، اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادن. بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردن دوباره اونها رو به استخر انداختن. حدس بزنید چقدر دوام آوردن؟ 26 ساعت !!!!!!!!!!!! پس از بررسی به این نتیجه رسیدن که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستن این همه دوام بیارن. میکروبلاگ دنبالر :

بابای ملینا
بابای ملینا

زندگی تلخ ترین خواب من است... خسته ام.... خسته از این خواب بلند

بابای ملینا
بابای ملینا

اونقد دلم الان تنهایی میخواددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

بابای ملینا
بابای ملینا

اغوش کسی را دوست دارم که بوی "بی کسی "بدهد نه بوی "هر کسی" میکروبلاگ دنبالر :

بابای ملینا
بابای ملینا

چه لپ تاپی بخرم به نظرتون ایسر خوبه؟

بابای ملینا
بابای ملینا

سلام بچه هااااااااااااااااااااا

بابای ملینا
life_beautiful-21.jpg بابای ملینا

چه حسی بهت دست میده ؟؟؟؟؟

بابای ملینا
بابای ملینا

خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟ خانوم خوشگِله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟ خوشگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟ اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت... شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....! دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند... دردش گفتنی نبود....!!!! رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن... چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد... خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!! دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد... امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..! انگار مح

بابای ملینا
بابای ملینا

وقتی جز تو هر چه در زندگی ام است برایم هیچ ارزشی ندارد پس بدون تو چه سود دارد نفس کشیدنهایم؟ چه سود دارد این رفتن ها و آمدن هایم؟ چه سود دارد آن بهانه ها ، آن دریا و آن ستاره ها ، آن بی قراری ها و آن زجر تنهایی ها و حالا باید پی برد به گذشتن از سدها ، به تحمل سختی ها ، به بستن چشم بر روی آدمها تا که چشم باز کنم و ببینم تنها چشمهای تو را ، تا به بهانه دیدن چشمهایت بمیرم همانجا

بابای ملینا
بابای ملینا

آلبوم عکسهای میراندا کر رو کی داره

بابای ملینا
بابای ملینا

کاش خونه م یکیم بزرگتر بود به به

بابای ملینا
بابای ملینا

آخیش یه کمی خنک تر شده هوا

بابای ملینا
بابای ملینا

به نام خدای مهربان و بخشنده. سوگند به آسمان و کوبنده شب!﴿1﴾ و تو نمی‌دانی کوبنده شب چیست!﴿2﴾ همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیهاست!﴿3﴾ (به این آیت بزرگ الهی سوگند) که هر کس مراقب و محافظی دارد!﴿4﴾ انسان باید بنگرد که از چه چیز آفریده شده است!﴿5﴾ از یک آب جهنده آفریده شده است،﴿6﴾ آبی که از میان پشت و سینه‌ها خارج می‌شود!﴿7﴾ مسلّماً او [= خدائی که انسان را از چنین چیز پستی آفرید] می‌تواند او را بازگرداند!﴿8﴾ در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود،﴿9﴾ و برای او هیچ نیرو و یاوری نیست!﴿10﴾ سوگند به آسمان پرباران،﴿11﴾ و سوگند به زمین پرشکاف (که گیاهان از آن سر برمی‌آورند)،﴿12﴾ که این (قرآن) سخنی است که حقّ را از باطل جدا می‌کند،﴿13﴾ و هرگز شوخی نیست!﴿14﴾ آنها پیوسته حیله می‌کنند،﴿15﴾ و من هم در برابر آنها چاره می‌کنم!﴿16﴾ حال که چنین است کافران را (فقط) اندکی مهلت ده (تا سزای اعمالشان را ببینند)!﴿17﴾ میکروبلاگ دنبالر :