بابای ملینا
ﻫﻤﻴــــﺸﻪ ﺳــﺮﻡ “ﺑﺎﻻﺳــﺖ” ، ﭼــﻮﻥ ﺑــﺎﻻ ﺳــﺮﻡ “ﺧﺪﺍﺳــﺖ”
بابای ملینا
هنگامی که ایستادید و در صورت ترس خیره شدید قدرت، شجاعت و جسارت کسب می کنید. با خود می گویید من با این ترس زندگی می کردم؟ و قدم بعدی آن است که کارهایی که فکر می کردید نمی توانید انجام دهید آسان می شوند.
بابای ملینا
فقط چند قدم تا خوشبختیو شادی وعشق مونده فقط بخوای.................
بابای ملینا
تیکه تیکه کم کم میریزم آروم آروم ....................
بابای ملینا
یه صدا آره یه صدا ..... من نمیشم از تو جدا ..........
بابای ملینا
چرا دنیا منو میخوای تک وتنهاا ...چرا باید بشم خیره به اشکهایی که میریزه.........
بابای ملینا
به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن رفیقاشونو خبر می کنن !
بابای ملینا
می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت ... ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند.
بابای ملینا
حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده، می بینی که؟
بابای ملینا
با یک تلنگر میشود، از هم فروپاشی مرا
بابای ملینا
خدایا...! اندكی نفهمی عطا كن،كه راحت زندگی كنیم! مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم...!
بابای ملینا
بازم نفس عمیق بکش در عمق مشکلاتت....................
بابای ملینا
وقتی نی نی به خاطر بی پولی مامان بابا دلش چیزی بخواد ونخواد از مامان باباش و بریزه تو دلش خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بابای ملینا
دلم برای همه خوشیهاو ناراحتی وگریه هاو خنده های کودکیم تنگیده حسسسسسسسسسسسسسسساااااااااااااااااااااااااااااااااابی
لایک پروفایل شدی
12 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 22 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبل