ایراندخت
مادر
بانوی بی نظیری
که
میتواند
... از فرسنگ ها فاصله
غم ِ نهان
در چشمانت را بخواند...
ایراندخت
به ما که نیومدی حداقل به خودت بیا ... !
ایراندخت
زير باران گريه مي کردم آرام و بيصدا تو چتر را بالاي سرم گرفتي اما همچنان گونه هاي من خيس از گريه ماند ...! و تو هرگز نفهميدي که چتر بايد بالاي دلم باشد نه روي سرم ...
ایراندخت
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بیدار شدی و دیدی همه چیز خیلی خوبه..!!؟؟ نه غمی هست نه دردی و خيلي هم خوشحالي بدون که دیشب تو خواب مردی..!! روحت شاد و یادت گرامی ..!
ایراندخت
من از خدا یه دوچرخه خواستم ولی از اونجایی که میدونم که اون اینکارو نمیکنه و سرش شلوغه خودم یکیشو دزدیدم و برای بخشش دعا میکنم..
ایراندخت
خیلی حالش خراب بود از زمین و زمان بریده بود
رفتم تو زندگیش ...
خیلی طول نکشید که حالش خوب شد
تشکر کرد و رفت تو زندگی یکی دیگه...
ایراندخت
یه جمله به ذهنم رسید اومدم بفرستمش بعد تو راه به سه تا چیز فکر کردم بعد دیدم اون جملهه یادم رفته. الان میبینم اون سه تا چیز هم یادم رفته..
ایراندخت
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. عشق آنست که يکي چتري باشد براي ديگري و او هرگز نداند که چرا خيس نشد.
ایراندخت
سگ تنها موجود روی زمین است که شما را بیش از خودش دوست دارد
ایراندخت
زن را نمی شود درک کرد... زن را نمی شود فهمید... زن را نمی توان شناخت.... زن را نمی توان عوض کرد... زن را حتی نمی شود فراموش کرد... زن را فقط می توان عمیــــــــــــــــــق دوســت داشت.
ایراندخت
یه دیواره، یه دیواره که یه عمر آزگاره اونورش همیشه بنبست اینورش هیچی نداره
ایراندخت
امروز از برای یادی بر گورستانی سفر کردم... بر مزار احساسی ، فاتحه ای خواندم.... خدایش بیامرزد.... زنده ها را در یابید.
ایراندخت
دو تا جوجه از بچگی عاشق هم بودن اما. . . بزرگ شدن دیدن هر ۲ تا خروسن ، نتیجه اخلاقی : تا وقتی جوجه ای عاشق نشو
ایراندخت
ما نمی توانیم قوانین طبیعت را بشکنیم...فقط میتوانیم با نفهمیدنشون از اونا شکست بخوریم....