دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ایراندخت

ایراندخت
زن
امتیاز: 566

دنبال‌شدگان

(87 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(68 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

مرد که باشی باید " دستتو " بزاری روی " دلت " که یه موقع کسی نفهمه چه حسی داری وگرنه " دست دلت " رو شده ... مرد که باشی باید بشینی و واسه گذشته ایی که خیلی بهتر میتونستی .. یادش کنی .. سیگار پشت سیگار .. اشک پشت اشک .. نقاب پشت نقاب بکشیو .. بریزیو .. بزنی تو خلوت خودت ... که کسی نفهمه چه غمی داری مرد که باشی باید غماتو پشت خندت .. دل سوزیتو پشت عصبانیت .. غیرتتو پشت فریاد ... و عشقتو پشت نگاه غایم کنی ..

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

این ساعتها چقدر کند می گذرد ...؟ پس چرا زمان با تو بودن آنقدر زود گذشت !.!.!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

باید یاد بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر . در بازی زندگی اگر عوض نشویم تعویض میشویم …

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

به دل دل کردنِ آخرین برگ خزانی سوگند تـــــــــو را دوستـــــــ خواهم داشتـــــ تا آخرین بوسه در ملأ عام باران ها . . . !

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فردا چه میدانی تو از دیروز، چه میدانم من از فردا همین یک لحظه را دریاب...

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

چه راهايی که رفتم تا بفهمم جز تو راهی نيست خلاصم کن از عشقايی که گاهی هست و گاهی نيست

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

چه فرقي مي كند در سيرك يا در خانه ؟!! خنده ات كه تلخ باشد دلت که خون باشد ... تو هم دلقكي....!!!

ایراندخت
166989_236500636418215_100001748408407_525345_2123467120_n.jpg ایراندخت
در دوره

در شهری که عاشقان عشق را به حراج، و نام خدا را به قرصی نان می فروشند مترسک به وفای کلاغ ها می خندد

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

عــمر ؛ حسرت جشنی ست بیکران که هلهله اش از پس دیوارها به گوش میرسد ... !

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم: چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت، استاد و حاجی... فوت می‌کنند؟ اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم؛ "فقرا" همیشه بی‌صدا می‌میرند...!!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

برهنه مي آييم … برهنه مي بوسيم … برهنه مي ميريم … با اين همه عرياني ، هنوز قلب هيچ کس پيدا نيست !

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

نه تو می مانی و نه اندوه،و نه هیچیک از مردم این آبادی . . به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد،آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

ما مردمانی هستیم که به هم خیانت میکنیم ... ولی اولین خواستمون از طرفمون وفاداریه...!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

شش ماه مهربونی میکنی، خوبی باهاش، هر كاری میگه میکنی که بفهمونی دوستش داری ... هیچى نمیگه! دو روز که سگ میشی، میگه: حالا شناختمت.!!!!!!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

متاسفانه بعضی ها هستند که : بی غذا ، دو ماه دوام می آورند ؛ بی آب ، دو هفته ؛ بی هوا ، چند دقیقه ؛ و بی " وجـــدان " ، خـیلی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.