دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ایراندخت

ایراندخت
زن
امتیاز: 566

دنبال‌شدگان

(87 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(68 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

از چهار تا چیز خیلی بدم میاد : یک : از بچه مهمون که همش گریه میکنه دو : از بچه مهمون که همش داد میزنه سه : از بچه مهمون که اصن حرف گوش نمیده چهار : از بچه مهمون که علاقه شدیدی به بازی کردن با لپ تاپ داره...

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

آنكه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار براستي در اين جهان نيك بخت است . بزرگمهر

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

هر بار که ضربه خوردم کوتاه اومدم با خودم گفتم گذشته ها ، گذشته من ببخشم ، اون شرمنده میشه نفهمیدم که اینطوری ضربه ی بعدی رو محکم ترمیزنی !!!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

استاد نه چندان گرامی(خاک بر سری); اگر طول ترم جای اون جک های لوس و بی مزت، یه کمی به فکر درس دادن بودی، الان نیاز نبود کلاس جبرانی بذاری و ما هم هی از عمه و مادرت یاد کنیم! با تشکر، جمعی از دانشجویان عصبانی!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

در روزهای واپسین شبهای دراز عمرم انقدر کوتاهند که دیگر به یلدایم طعنه میزنند !

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

چه عدالت جالبی من از دل می‌نویسم تو با چشم می‌خوانی تازه ، اگر بخوانی ، “اگر".....

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

بابام داشت روزنامه ورزشی میخوند یهو دیدم بغضش ترکید، گفتم چی شده؟ گفت: داشتم روزنامه میخوندم دیدم نوشته «سردار رویانیان به همراه سردار زارع برای صحبت کردن رفتن پیش سردار عزیز محمدی»، یهو یاد عملیات فتح المبین افتادم! تازه سردار آجرلو (مدیرعامل استیل آذین) و سردار جعفری (مدیر عامل تراکتور) و سردار اولیایی (مدیرعامل پاس) پشت خاکریز گیر افتاده بودن و به جلسه نرسیدن!!!!!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

نه تو می مانی و نه اندوه،و نه هیچیک از مردم این آبادی . . به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد،آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود،جامه اندوه مپوشان هرگز

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

بسلامتی عشق " مادر " که حد و حساب نداره هزار بار دلشو میشکونی ... فقط کافیه یه بار بگی‌ " مامان جونم " همه رو فراموش می‌کنه

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

امتحان کنيد مرد را به عملش نه به حرفش

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

ﺷـــــ ـﺎﯾـﺪ " ﺗـﻜـﺮاری " ﺑﺎﺷــ ـﻢ ... اﻣـــــــ ـﺎ ﺷﮏ ﻧـــــﻜـــ ـﻦ ؛ ﺗـﻜــ ـﺮار ﻧﻤﯿﺸــــــ ـﻢ

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

یه منبع آرامش میخوام... یه شونه... یه کوه دلخوشی.... یه "تو" . . !

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

مرا با نامِ کوچکم مخوان! « دلم » را نیز چون ایمانم می لرزانی...!

ایراندخت
ایراندخت
در دوره

باز هم برای دیدنت باید چشمانم را ببندم و برای گفتنت سکوت تنهاترین فریاد است..