ایراندخت
ما بلندترین تاریکی سال، یلدا، را به هم تبریک میگوییم و از کنار بلندترین روشنی، اول تیر، به راحتی میگذریم! روشن باشید، همچون اول تیر
ایراندخت
حالا که فرقی نمی کند ! کنارت ایستاده باشم ! یا نه ! بگذار همه چیز را ! از وسط قیچی کنم ! تا تو ! در نیمی باشی ! و من ! در نیمی دیگر ! راستی ! با دستی که ! روی شانه ات ! جا گذاشته ام ! چه می کنی ؟!
ایراندخت
کاش میشد بعضیارو دوباره پس داد به مادرشون… "بیا مامانش، اینو بگیر دوباره بزرگ کن، این خوب از آب در نیومده...! !" والـــــــــــــــــــــــــــــــــــا!!!!!!!!
ایراندخت
به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی
ایراندخت
چــــــــــــه قــَــــــــــــدر سـِـــفــــت شـُـده ! پـــِـدال ِ دوچـرخـه ی دوسـتـیـمـان ! یـا مـن خـسـتـه شدم ! یـا شـیـب زیـاد شـده ! شـایـد هـم تـو دیـگـر رِکـاب نـمـی زنـی !
ایراندخت
می خواهم اعتماد کنم اما بد جایی دنیا آمده ام ... زمین ؛ جایگاه مارهای خوش خط و خالیست که هر روز نیشم می زنند.
ایراندخت
انسان موجوديست كه زيــاد موجود نـــــيــــســت !!!..
ایراندخت
فدای اون نگاهت مادر که هر وقت از خونه بیرون میزدم غرق در دلواپسی بود اما من بیخیال از غم دنیای چشمات میگفتم نگران نباش بچه که نیستم شاید من بچه نبودم اما توکه مادر بودی فدای اون نگاهت چون حالا وقتی نگاه دلواپست رو پشت سرم حس میکنم احساس میکنم خوشبختم
ایراندخت
تو سادگی ام را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم،
.
.
اما ای کاش غرورم را که در پستوی سادگی ام پنهان بود می یافتی . .
ایراندخت
یه نویسنده نپالی که اسمش یادم نیست گفته بود : " خیلیا ۲۰ سالگی می میرن ، ۸۰ سالگی دفن میشن ! " وضع خیلیامون یا خیلیاتون این طوریه !
ایراندخت
ميگويند روزي هست که حساب،کتاب ميکنند. و تو بايد تاوان انچه با من کردي را بدهي. فقط نميدانم ان موقع تاوان دادن تو به چه درد من ميخورد