ایراندخت
مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز، غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا میگیرد و نه عشق مرز مشناسد
ایراندخت
بعضی روزها هست که خیلی بیشتر از یه روز پیر میشیم...!
ایراندخت
چه زیبا می گفت مترسک: وقتی نمیشود رفت, همین یک پا هم اضا[!]ت.......
ایراندخت
اگر میدانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است، آنگاه قدر روزهایی را که با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی میگذرانید، میدانستید.
ایراندخت
درس مدیریت: هرگز قبل از اطمینان حاصل کردن از در دسترس بودن منابع، پروژه ای را آغاز نکنید!
ایراندخت
مادر
بانوی بی نظیری
که
میتواند
... از فرسنگ ها فاصله
غم ِ نهان
در چشمانت را بخواند...
ایراندخت
به ما که نیومدی حداقل به خودت بیا ... !
ایراندخت
به ما که نیومدی
حداقل به خودت بیا ... !
ایراندخت
ابراز احساسات بیش از حد، احساس بعضی ها را بی حس می کند...!
ایراندخت
خوش به حال بچه های مدرسه ! لااقل تکلیفشان معلوم است ... من که بی حضور چشمانت ! سال هاست بلا تکلیفم ...
ایراندخت
ﺑﺎ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺕ ﻓﺮﯾﺐ ﺍﻡ ﺩﺍﺩﯼ ﯾﺎ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺕ؟ ﮐﺎﺵ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻠﺦ ﺗﺮﯾﻦ ﺷﻌﺮﻡ ﺭﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﻡ ﮐﺎﺵ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﻧﻪ ﺑﻐﻀﯽ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﺩﻝ ﺷﺪﮔﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺸﺘﯽ ﺷﻌﺮ
ایراندخت
همیشه به من میگن مثل بچه ی آدم رفتار کن! من نمیدونم مثل هابیل باشم یا قابیل؟؟؟؟؟