امام زمان(عج): اگر شيعيان ما كه خداوند آنها را به طاعت و بندگي خويش موفق بدارد، در وفاي به عهد و پيمان الهي اتفاق و اتحاد مي داشتند و آن را محترم مي شمردند، سعادت ديدار ما براي ايشان به تأخير نمي افتاد و هر چه زودتر به سعادت ديدار ما نايل مي شدند ، در صورتي كه بر اساس معرفت واقعي و راست گويي و صداقت آنها به ما باشند...(طبرسي - الاحتجاج-ج2-ص498)
بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.
برخی از مورخین مینویسند: تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین(علیه السلام) برای وداع حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) آمد، فرمود:
« یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.
اَلـسَّـلامُ عَلَیکِ یـَا مـَن ظَهـَرَت مَحـَبـَّتهَا لِلحُسَـیـنِ المَظلوُمِ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَوارِدَ عَدیدَةٍ،
سلام بر تو ای کسی که آشکار شد دوستی او برای حـسـیـن مـظـلوم(علیه السلام) در جاهای
بسیار سخت،
وَ تَــحــمِــلُ الـــمـــَصـــآئـــِبَ الــمُــحــرِقــَةِ لـِلـقُــلــوُبِ مــَعَ تَـحَــمُّــلاتٍ شــــَدیـــدَةٍ،
و انـــدوه هـــای دلـــســوز را پـــذیـــرفــت بــا پــذیــرفــتــن مــصــیــبــت هــای ســـخـــت،
اَلـسَّــــلامُ عَــلـَیـکِ یــَا مَـــن حـَفَــظَــتِ الإمَـــامَ فِـی یـَـومِ عَــاشـــوُراءِ فِــی قـَتـلــی،
ســلام بـر تـو ای کـســی کـه نـگـهـداری کــرد امـام را در روز عـاشــوراء در مـیـان کـشـتـگــان،
وَ بَـذَلَـت نـَفـسَـهَا فِـی نَجـاتِ زَیـنِ الـعـابـِدینَ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَجـلِسِ اَشـقـَی الأشـقـِیاءِ،
و جانش را فدا کرد در نجات و رهایی زین العابدین(علیه السلام) درمجلس بدبخت ترین بدبختها،
وَ نَـطَـقَـت کَـنُطـقِ عَـلِیٍّ (عَلَیهِ السَّلامُ)، فِی سُکَکِ الکُـوفَةِ، وَ حَولـُها کـَثیـرٌ مِنَ الأعـدآءِ،
و سخن گفت مانند سخن گفتن پدرش امیرالمؤمنین عـلی (علیه السلام)، در کوچه های کوفه،
در حالی که اطراف او دشمنان بسیار بودند،
اَلـــسّــــَلــــامُ عَـــلَـیـــکِ یَـــا مــَن نـَطَــحـــَت جَـــبــیــنـُهــا بـِمُـــقّــَدَمِ الــمــَحــمــِلِ،
ســــلــام بـــر تــــو ای کـــســــی کــه زد پــیــشــانــیــش را بــــه جـــلـــوی کـــجــــاوه،
اِذا رَأَت رَأسَ سَــیــِّدِالــشُّــهَــداءِ(عـَلـَیهِ الـسَّـلام) ، وَ یـَخـرُجُ الـدَّمُ مــِن تـَحـتِ قـِنـاعِـهـا،
زمانی که دید سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) را، و بیرون می آمد خون از زیر سرپوش او،
وَ مِـن مـَحمـِلِها، بِحَـیثُ یـَری مِن حـَولِهَـا الأعـداءِ، اَلـسَّلامُ عَـلَیکِ یَا تالِیَ الـمَعـصُومِ،
و از زیر کجاوه او،بطوریکه میدیدند از اطراف او دشمنان،سلام بر تو ای هم ردیف امام معصوم،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَامُمتَحِنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصآئِبِ کَالحُسَینِ المَظلوُمِ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
سلام بر تو ای آزمایش شده در بردباری سختی ها مانند حسین مظلوم(علیه السلام)، و برکات
و افزونی های خدای تعالی بر تو.
دل نوشت : گفت تو چه ميفهمي خدا را !؟ گفتمش : خدا تنها کسي است که براي بندگي کردنش هم ميتوانم بايستم و هم ميتوانم بنشينم هم ميتوانم در بند باشم و هم ميتوانم رها باشم
بسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِین و پروردگارت را بندگی کن تا تو را یقین رسد. ... وقتی راه رسیدن به «یقین» از «عبودیت» میگذرد.
شهيد رجايي:من هميشه در زندان انفرادي با خودم مي گفتم: ( همه اش كه نبايد ديگران سرنوشت ساز باشند و تو سرنوشت آنها را بخواني ، حالا يك بار هم تو سرنوشت درست كن و بگذار ديگران بخوانند.)