jasmin yeki yedune
به عشق گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهايی گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو همدمم شد
jasmin yeki yedune
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری مثل روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری ... من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم.خیلی دوست دارم.
jasmin yeki yedune
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. ... مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
jasmin yeki yedune
اي رفيق...!!!كاش مي دانستي... من انديشه و احساس تو را خوب دريافتم...بي تو چقدر خالي ست اين دقايق من...
jasmin yeki yedune
چند روزی است که دیگر دشت از ناله تنهایی من بیزار است ..............و من اندوه سیاهان جهان را با نوای نی تنهایی خود میخواندم .
jasmin yeki yedune
عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان جهان را با همه زيبايي و زشتي بروي يكدگر ويرانه ميكردم.عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم كه ميديدم يكي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگين زمين وآسمان را واژگون ،مستانه ميكردم.. عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم... همان بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد وگرنه من به جاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل وفرزانه ميكردم.. عجب صبري خداد دارد