پرسید بخاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم : به خاطر تو بهش گفتم: بخاطر هیچ کس پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو با یک بغض غمگین گفتم : به خاطر هیچ چیز ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟ در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است
بنظرت چيكار كنيم نازي ؟ من ميگم بيا فارسي رو پاس بداريم
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبلمگه كار ديگه اي هم ميشه كرد
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 34 دقيقه قبلبياد بريم نهضت سواد آموزي
آره بريم
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 32 دقيقه قبل
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 8 ساعت و 26 دقيقه قبلبزن بريمممممممممممممممممممممممم
15 سال و 1 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 38 دقيقه قبل