jasmin yeki yedune
asemaniرا دوست دارم که: بارانش فقط برای شستن غمهای تو باشد
jasmin yeki yedune
نمی دانم که دانستى دلیل گریه هایم را نمی دانم که حس کردى حضورت درسکوتم را و می دانم که میدانى ز عاشق بودنت مستم وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم.
jasmin yeki yedune
می خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند نمی خواهم به غیرازمن بگیرد دست تودستی نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هستی.
jasmin yeki yedune
در گلوی من ابر کوچکی ست, میشود مرا بغل کنی؟ قول میدهم کم گریه کنم...
jasmin yeki yedune
دراز كشيده بودم لب استخر. دوستم ميگه آفتاب مي گيري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خورشيد مسابقه گذاشتيم، هر كي ديرتر بخنده برندس !