jasmin yeki yedune
به وسعت حسرت یک رویا، تورا می خواهم....
jasmin yeki yedune
میترسم از نبودنت...واز بودنت بیشتر!!! نداشتن تو ویرانم میکند ...وداشتنت متوقفم!!! وقتی نیستی کسی را نمیخواهم...و وقتی هستی تو را میخواهم... رنگهایم بی تو سیاه است ودر کنارت خاکستریم ... خداحافظی ات به جنونم میکشاند.... وسلامت به پریشانیم؟! بی تو دلتنگم با تو بی قرار... بی تو خسته ام و با تو در فرار ....در خیال من بمان ...از کنار من برو
jasmin yeki yedune
زندگی باید کرد گاه بایک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید رویید درپس این باران گاه باید خندید برغم بی پایان…
jasmin yeki yedune
برای دیدن پنهان و رسیدن به آسمان آبی عشق روزها ، ماهها و سال ها دویدم زمستان را به دست بهار سپردم و تابستان را در دست رنگین کمان خزان رها کردم اما لحظه ی دیدار کجاست؟ از نسیم پاییز شنیده ام آنگاه که هرگز پاییز فرا نرسد و خورشید هرگز غروب نکند تو را خواهم دید از آسمان شنیده ام که اگر روزی هرگز تاریک نشود و ماه و مهر دست در دست هم در دلش جای گرفته باشند تو را خواهم دید و از باران شنیده ام آنگاه که هرگز لبی تشنه نماند تو می آیی و تو خواهی آمد آنگاه که تنها به عشق دیدارت نفسهایم فرو رود و قلبم با یادت بتپد تو را خواهم دید
jasmin yeki yedune
عشق با لبخندی شروع می شود ، با بوسه ای ادامه پیدا می کند و با قطره اشکی پایان می پذیرد