jasmin yeki yedune
دستانم تشنه دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو میمانم بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم زیرا میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
jasmin yeki yedune
ای کاش اختیار زمان در دست من بود تا زمان با تو بودن را آنقدر طولانی میکردم که زمانی برای بی تو بودن باقی نماند.
jasmin yeki yedune
خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند
jasmin yeki yedune
تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم
jasmin yeki yedune
زندگی یعنی همین لبخند تو / عشق یعنی یک نفر مانند تو..... مرحبا بر عشق تفسیرش تویی/ آفرین بر آسمان ماهش تویی . . . .
jasmin yeki yedune
میدانی تنهایی کجایش درد دارد !؟ “انکارش” . . .
jasmin yeki yedune
کاش خبر از دل تنگم داشتی / کاش خبر از غصه و آهم داشتی / این دل شده مبتلا به تو ای دوست / کاش مرهمی برای دردش داشتی
jasmin yeki yedune
تو را در قلب شعرم میگذارم، به نام عشق آن را می نگارم، تمام حرف من در شعر این بود، تو را تا بی نهایت میدارم دوست

15 سال و 7 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبل
15 سال و 7 روز و 20 ساعت و 54 دقيقه قبل