jasmin yeki yedune
من شعر نمي دانم شاعر نيستم فقط براي دلتنگي هايم لالايي مي خوانم تا خوابشان ببرد ! و با تنهايي ام زمزمه مي كنم تا احساس تنهايي نكند !
jasmin yeki yedune
وفا را از ماهی بیاموز که وقتی از آب بیرون می آید می میرد
نه از زنبور که وقتی از گلی خسته شد سراغ گل دیگری می رود
jasmin yeki yedune
نیا باران ، زمین جای قشنگی نیست من خود اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ولی از یک طرف پروانه را هم دوست می دارد ... نیا باران !
jasmin yeki yedune
اگرمن شاعرم شعرم توهستی اگر من عاشقم عشقم توهستی اگرمن یك كتاب كهنه هستم بدان زیباترین برگش توهستی