jasmin yeki yedune
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ... ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند !
jasmin yeki yedune
در خلوت من جز تو کسی راه ندارد / رخسار فریبای تو را ماه ندارد / غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد / غیر از تو دلم دلبر دلخواه نخواهد
jasmin yeki yedune
اجازه هست که بگویم دلم تنگ است ؟ برای تمام روزهای روشن ، برای تمام راههای نرفته و برای شور ، برای شوق ، برای عشق دلم تنگ است و برای کسی که رفت ، دلم عجیب تنگ است ...
jasmin yeki yedune
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست غم دل با که توان گفت که دلداری نیست رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .
jasmin yeki yedune
دار و ندارم را می دهم یک بار، فقط یک بار مرا در آغوش بگیر! نه از برای عشق بازی! من فقط می خواهم در آغوشت برای هر دویمان گریه کنم..
jasmin yeki yedune
شهر من غربت ؛ دیارِ بی کسی اندکی پایینتر از دلواپسی چند متری مانده تا آوارگی ده قدم پایینتر از بیچارگی جنب یک ویرانه میپیچی به راست میرسی در کوچه ای کز آنِ ماست داخل بن بست تنهایی و درد هست منزلگاه چندین دوره گرد خسته و وامانده از این ماجرا در میان اطراف میبینی مرا... بیا........... تا سنگینی ذهن مرا حس کنی
jasmin yeki yedune
روزگارا...! که چنین سخت به من میگیری باخبر باش که پژمردن من آسان نیست گرچه دلگیرتر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند اما باور دارم دل خوشی ها کم نیست زندگی باید کرد ...
jasmin yeki yedune
اینقدر دوستت دارم که حتی به خودم اجازه نمیدم بهت بگم دوستت دارم. اینقدر برام عزیزی که تحمل ناراحتیت رو ندارم. اینقدر عاشقتم که حاضرم حتی بدون من خوشبخت باشی و من از خوشبختی تو خوشبخت باشم. بهترین آرزوها و تمام دا رو ندارم تقدیم تویی که بهترین حادثه زندگی منی
jasmin yeki yedune
تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي من تمام دنيا هستي.
jasmin yeki yedune
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی