jasmin yeki yedune
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است
jasmin yeki yedune
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟ در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم
jasmin yeki yedune
امشب شب رویای تو بود و تو نبودی در دل همه آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی .
jasmin yeki yedune
آن روز که تو رفتی همه گفتند: از دل برود هر آنکه از دیده برفت و آن لحظه به ناباوری و غصه من خندیدند واکنون آه! تو ای سفر کرده اگر باز نخواهی بر نگشت کاش می آمدی و می دیدی که در این کلبه ی خاموش هنوز یاد تو پا برجاست کاش یک لحظه ی سرد شب اندوه مرا می خواندی که چه ها بر من آزرده گذشت ...
jasmin yeki yedune
گاه ایستاده بر روی یک پا می مانم دستانم را به نشانه بال باز می کنم چشمانم را می بندم ، پرواز می کنم آشیانه ام دل پر مهر توست
jasmin yeki yedune
تو را در باورم تکرار کردم تو را در ذهن خود بیدار کردم نبودی تا ببینی پیش دنیا به پاکی دلت اقرار کردم
jasmin yeki yedune
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن ...
jasmin yeki yedune
شاید یه كسی شب ها برای اینكه خواب تورو ببینه به خدا التماس می كنه ، شاید یه كسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه ، مطمئن باش یه كسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشك می خوابه ، ولی تو اون رو نمی بینی! mokhatab