jasmin yeki yedune
برای تو می نویسم... برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست... برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست ... برای تويی كه احسا سم از آن وجود نازنين توست ... برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد... برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است... برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی... برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی... برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است... ... تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای برای تويی كه قلبت پـا ك است ... برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است... برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است... برای تویی که آرزوهایت آرزویم است...
jasmin yeki yedune
یاد گرفتهام که بی تو بخندم... یاد گرفتهام بی تو گریه کنم ... و بدون شانههایت....! یاد گرفتهام ... که دیگر عاشق نشوم به غیر تو ! یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ... که یاد نگر فته ام ... که چگونه...! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ... تو نگرانم نشو !! "فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت ...
jasmin yeki yedune
تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد / چو یک دم با تو بنشینم ، دل از هر غم رها گردد ... !
jasmin yeki yedune
گنجشک به خدا گفت: لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم ،سرپناه بی کسیم بود،طوفان تو آن را از من گرفت ..کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟ خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند .آنگاه تو از کمین مار پر گشودی ! چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم . و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی .
jasmin yeki yedune
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری مثل روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری ... من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم.خیلی دوست دارم.
کیا.........؟
15 سال و 8 روز و 14 ساعت و 55 دقيقه قبل