ما تویِ فرهنگِ مشهدی یک نفر رو داریم به اسم مستر شُله ای ! مستر شُله ای همون زورو یا مثلا سوپر منِ ماست هیچوَقتَم چهرشو نمیبینیم و همیشه مثه سایه هرجایی که شُله میدَن حضور داره!
بهتره الی جان شما برسید به صنع و سجع .. من ترجیح میدم ذهنیات ِ داغونم رو تحریر کنم و خط خطیام ُ با دوستام شریک بشم .. اینجوری شما فیضی نخواهید برد ترجیح میدم شما هم مرا مستفیض نفرمائید و به امورات ِ روزمره ی خودتون بپردازید .سپاسگزارم بانوی ِ گرامی (( شاید لفظی در خور ِ حضورتان !!!!!!!!!!!!!!!!!!))
بعضی حماقت ها رو باید اجازه بدی ادامه بدن . . . مثل سپاه یزید گوشاشون و چشماشون رو حقیقت بسته شده. . . حالا هرچی هم بخوای بگی باز هم نمیبینن و نمیشنون . . . اصن دلشون میخواد که نبینن و نشنون واقعیت های کاملا مشخص و بارز رو : )
بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....
بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد
و باز هم ... ! دی:
رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم ، بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم ... / پس خوب میدونم که برا کودوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم #شاد نشه بلکه دست خاکیم رو بگیره و از زمین بلندم کنه ... / /
نوخیرم
هیم از سرت میوفته 

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 6 دقيقه قبلپلیز فارسی اُر گیلکی

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 10 ساعت و 4 دقيقه قبلگیلکی بگم ؟



13 سال و 9 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 57 دقيقه قبلنحعالخیرم هویشوم کرت میخوفتنههم
بهله
همش بره تو حلق عمت
13 سال و 9 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 46 دقيقه قبلعمه سجی

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 40 دقيقه قبل