ساعت 2 کلاس دارم و باید تا جایی که میتونم به بیشتر بچه ها سر بزنم .. اگه تعدادی رو نتونستم کامل بهشون برسم ناراحت نشین .. چون من الان که برم دیگه نمیتونم تا چند روز بیام ..
پارسال مثِ هرسال قرار بود ما #روز-عاشورا شیر کاکائو بدیم که منم مسئول درست کردنش بودم، شیرو که ریختم یکم که جوش اومد دیدم داره تیکه تیکه میشه منم از رو نرفتمو کاکائو رو ریختم... هر چی میگذشت اوضاع خرابتر میشد بیشتر شبیه جلبک رو آب شده بود تا شیر کاکائو... یکی اومد گفت حتما شیر فاسد بوده یکی گفت کاکائو خراب بوده خلاصه مجبور شدیم اونهمه رو بریزیم دور... سر ِ شام که شد بابام اومد گفت این #دوغها رو که تو یخچال گذاشته بودمو چیکار کردین؟ اینجا بود که همه همدیگه رو نگاه میکردنُ باقی ماجرا که نگفتنش بهتره
یادمه ... چند سال قبل کلاس زبان تخصصی نشسته بودیم استاد گفت: بچه ها هرکی یه جمله بخونه من معنی کنم یه نفرم سرشو انداخته بود پایین کلا انگار که تو جمع نیست استاد گفت: شما بخون بیچاره هی خواست بخونه از بدبختی کلمه اولیش خیلی سخت بود از ترس اینکه اشتباه بخونه هی زور میزد ولی نمی خوند استاد برگشت گفت: پس چرا نمی خونی منم گفتم استاد چند لحظه صبر کنید داره لود میشه کل کلاس رفت رو هوا...
@نوید شایسته نويد كلا با ملت قهريااااا هم تو اواتار و هم كاور پشتت رو كردي به ملت خ ُ زشتـــــــه سرتو بالا كن بالا كن بالا / يه نيگا به ما كن به ما كن به ما اسمايلي ِ ناز كشيدن
زودی بیاو مامانی
13 سال و 9 ماه و 29 روز و 2 ساعت و 52 دقيقه قبل