جمعی از مریدان غیر ذکور نزد شیخ السارق رفته و اعتراض نمودند یا شیخ چگونه باشد که اگر ذَکَری ( پسری ) با چند اُونثی ( دختر ) باشد آنرا زرنگ گویند و اگر عکس این باشد اونثی را فاحشه ؟ شیخ تأملی بکرد و فرمود: . . . . همانا اگر کلیدی چندین قفل بگشاید آنرا شاه کلید نامند و اگر قفلی را چندین کلید باز کنند، آن قفل را خراب نامند. مریدان ذَکَر از این گفته شیخ آنچنان دامنشان از دست برفت که هر یک خشتک دیگری را بدرید
در خبر است شیخ [!] الدین به همراه تنی چند از مریدان قصد مسافرت نموده، زین سبب شیخ پیکان گوجه ای 67 کمک خوابانده ی خویش را مهیا نموده و در محور اسالم به خلخال تردد بکردند و با دستان تقدیر لائی های معرفت بکشیدند و بوق های حکمت صادر بنمودند. چون پاسی از راه را طی نموده بودندی شیخ از سمت راست اتوموبیلی دیگر سبقت بگرفتند، در این حین راننده ی اتومبیل سر خویش از پنجره به در کرده فریاد بزد ، "مرتیکه ی خر" نقل است شیخ با همان سرعت دستی بکشیده به طوری که ماشین ایشان در جلو ماشین دیگر به صورت کاملا عمود متوقف بشد و شیخ پایین آمده سوی راننده بگفت: جیگرم، جییییییگرم، جیییییییییییییییییییگرم ! گفتم یا نگفتم ، گفتم یا نگفتم نقل است چون مریدان این تاکتیک شیخ را بدیدند به ترتیب حروف الفبا از پیکان پیاده شده، بر سرزنان دنده عقب تا نزدیک ترین بیابان نعره زدند.
از ابو سنگک خاشخاشي نقل است مولايم شيخ فيس الدين را بديدم بر روستايي دور سفر بکرد و مردمان آن ديار را با سخناني خشتک سوز رهنمون مي ساخت. ديري نپاييد که بانويي زيبا روي شیخ را به منزل خويش فرا خوانید و شيخ چون راهواري سوي منزل ايشان گسيل شد. در ميانه ي راه خواجه پشم الدوله فرفري، کدخداي روستا، خويشتن را بر شيخ وارد کرد و عرض نمود، ای بزرگوار، اين زن هرزه باشد و شايسته نبايد شما را که بر منزلش شويد. خاشخاشي نقل ميکند، شیخ آب دهان مبارک خويش را بر زمين افکنده، رو بر کدخدا نموده و فرمود، ايهالفرفري، يکي از دست هاي خويش را در خشتکت فرو کن. نقل است فرفري همان کرد که شيخ فرمود. سپس شيخ ايشان را امر بکردند از برايش کف بزند. کدخدا شيخ را گفت، یا شیخ چگونه براي شما کف بزنم در حالي که يکي از دست هايم در خشتکم باشد و با يک دست نتوانم. شيخ (خشتکي و خشتکنا له الفداه) ايشان را فرمودند: هيچ بانويي نيز نميتواند به تنهايي هرزه باشد، مگر آن که مردان دهکده نيز هرزه باشند. اين مردان و پولهايشان باشد که از اين زن، زني هرزه ساخته است. نقل است مريدان هر دو دست خويش در خشتک فرو برده و ساليان درازي را
روزی مریدان شیخ را سوار بر موستانگ یافتند ، پرسیدند "مولانا، درویشی چون تو و چنین مرکبی؟ آخر در این روزگار چگونه چنین دولتی یافتی؟ " . شیخ بفرمود: "با استفاده ی صحیح از انرژی و جم نمودن یارانه هامان !!!، مگر شما با یارانه هاتان چه می کنید؟! " سوسه ای آمد ، نیم کلاجی کشید و چون برق از نظرها ناپدید شد . مریدان فرصت نکردند خود را برای شیخ جر دهند..
داشتم با یه آمریکایی چت می کردم... وسطش انگلیسیم ته کشید گفتم ...too rohe Ammat ... گفت یعنی چی؟ گفتم یعنی Love u ...گفت So too rohe ammat too... بیچاره عمم... همیشه چوب ندونیم کاری های منو میخوره...

13 سال و 2 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 2 روز و 1 ساعت و 40 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 29 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 40 دقيقه قبل