♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
یک حقیقت جهان شمول آیا تابحال متوجه شده اید وقتی فریاد میزنید احمق . . حداقل ده نفر سرشان را برمیگردانند !..
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
تو رو خدا اگه قصد ازدواج داري بهم بگو خودم ميخوامت التماست ميكنم چرا حرف نميزني باهام،هر موقع ميبينمت ساكتي. از طرف حیف نون به مانكن داخل مغازه
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
دختره میره لوازم التحریری و میگه آقا کارت پستال تو تنها عشق منی رو دارید؟… مرده میگه : بله داریم. میگه : پس ۱۲تا بدید لطفا..!!!.
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
غضنفر یه لوبیا میگیره دستش میگه : یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه!..
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
شير و خط دانشجويي: اگه شير اومد ميخوابم اگه خط اومد فيلم ميبينم اگه راست ايستاد درس ميخ
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
شب قراریست که ستاره ها برای بوسیدن ماه میگذارند و چه زیباست شرم زمین که خودش را به خواب میزند
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
Im in love
به همین راحتی.... عشق تقسیم بر تو خارج قسمت این تقسیم "من" بودم خندیدی و گفتی من قسمت تو نیستم باقی مانده " او" شد همان رقیب همیشگی و من هنوز گیج این تقسیمم
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
آنکه ثروت خود را باخت ، زیاد باخته است ولی آنکه شهامت خود را باخت پاک باخته است . سروانتس
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
بی تو ... بی تو دنیا بر سرم آوار شد بین ما هر پنجره دیوار شد درد ما در بودن ما ریشه داشت رفتن و مردن علاج کار شد آشنایی های خوش آغاز ما ابتدا نفرت سپس انکار شد آنکه اول نوشدارو می نمود بر لب ما زهر نیش مار شد عیب از ما بود... عیب از ما بود از یاران نبود تا که یاری یار شد بیزار شد
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
توسط موبایل در
عاشقانه زیستن
هر کسی هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد اونکه عاشقانه خندید ٬ خنده های من و دزدید پشت پلک مهربونی خواب یک توطئه می دید رسیده ام به نا کجا خسته از این حال و هوا حدیث تن نیست ٬ مرا طاقت من نیست...
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
خوش غیرت میره سربازی ، برادرش بهش نامه میده سلام، ما برای تو خواستگاری رفتیم، زن گرفتیم ، خدا یک پسر بهت داده، اسمش کامبیزه زنت خراب بود ، طلاقش دادیم ، مهرشو گذاشت اجرا، پلیسا دنبالتن، مواظب خودت باش .
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
غضنفر واسه عاشورا نمی دونست پشت ماشینش چی بنویسه. نوشت : یزید ازت انتظار نداشتم!!
♠آرمان ♠پدر♠هکل +هکلچه♠
دوست دختر غضنفر بهش زنگ می زنه…میگه ما باید از هم جدا شیم!! غضنفر میمونه چیکار کنه…میگه من ازت حامله ام

13 سال و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل توسط موبایل


13 سال و 17 ساعت و 9 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 16 روز و 21 ساعت و 11 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 13 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبل
12 سال و 11 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل