kamran
سیب در انتهای کمال می افتد .برگ در انتهای زوال بنگر تو چون می افتی ،چو سیب یا چو برگ زرد .
kamran
به سلامتی اون دخـــتری که… نسیمِ تنهایی گوشه چادرشو هم تـــکون بده نگاهِ هیچ نامردی نمیتونه دلشو تکون بــده…
kamran
عجب موجود سخت جاني ست دل! هزار بار تنگ ميشود، ميشکند، ميسوزد، ميميرد و باز هم برايت ميتپد "
kamran
لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم به این و آن ولی دل تنگم را ، حالا چه کسی می خواهد !؟
kamran
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت
شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .
kamran
گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد...
بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نما شد...
ولی ما هنوز صادق ترینیم..
kamran
حـرفی نـدارم … مـن حـاضـرم حـتی جـانم بـه لبـم رسـد …! اگـر جـانم تـو بـاشی …
kamran
تــمـام لـذت عـمــرم در ایــن است
كــه مـــولایـــم امیــرالمــومـنـیــن است
kamran
چو وا نمیکنی گرهی خود، گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
kamran
در کشور من مردم با نـفرت بیشتری به صــحنه بـوســیدن دو عاشــق نگــاه می کــننـد تا صــحنه اعـدام یک جــوان ! زیسـتن با این مــردمــان.....
kamran
دلتنگى” حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنشرامیکند
kamran
می گویند باد آورده را باد میبرد، اما .... اما نمی دانم او که با پای خودت آمده بود چرا می رود؟
kamran
یادم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم ، هرچه هستی گذرا نیست هوایت ، بویت ... تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم
kamran
گاهی درست در لحظهی سقوط فرصت پرواز هم هست انتخاب با توست . .