kamran
دریا همیشه از من دلگیر است چون بزرگی دل دوستانم را به رخ او میکشم . . .
kamran
آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :“تنهایی”
kamran
وقتی عشقت تنهات گذاشت ، نگران خودت نباش که بدون اون چیکار می کنی ، شرمنده دلت باش که یک باره دیگه بهت اعتماد کرد .
kamran
سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ، بی خبرباشی و از دور پیامی برسد.
kamran
من را تو ببخش چشم من کور ! دستم برود به زیر ساطور ! تقصیر دلم نبود دزدی چشم تو سیاه بود و مغرور !
kamran
سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !
kamran
نگاه کردن به دختر نامحرم اصلا جایز نیست مگر اینکه . . . .لامصب خیلی خوشگل باشه!!
kamran
لذتی که در سر کشیدن پارچ هست در گرفتن ماچ نیست
kamran
خنک آن قماربازی که بباخت هرچه بودش
و نماندش هیچ الا هوس قمار آخر
kamran
روزي كه فرياد زدي و گفتي دوستت دارم ... گفتم بلند تر نمي شنوم
امروز كه در گوشم گفتي دوست ندارم ... گفتند آرومتر بقيه مي شنوند
kamran
این بار تو بگو دوستت دارم نترس من آسمان را گرفته ام که به زمین نیاید!!!
kamran
به سکوت ایمان دارم و حاضرم ساعت ها در باره مزایایش برای شما صحبت کنم. !!!