kamran
خاموشی مامنگرکه ماخود معدن رازیم
فلک بشکست بال ما وگرنه اهل پروازیم
kamran
تيغ روزگار شاهرگ كلامم را چنان بريده كه سكوتم بند نميايد!
kamran
منم آن آشناي ساليان گريه و لبخند
و امشب رو به ويراني ، پناهم مي دهي امشب ؟
kamran
صبر کن سهراب گفته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم
kamran
جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.
kamran
به یاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی میکنم سنگین تراز فریاد
kamran
فلک در دفتر عشقم قلم زد ، چه اوقات خوشی داشتم بهم زد ، الهی ای فلک چرخت نگردد ، که چرخت ارزوهامو بهم زد
kamran
بیاموزیم اگر کسی یادمان نکرد یادش کنیم شاید او تنهاتر از ما باشد.
kamran
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود : روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما در منزل وارد شد. فاطمه علیها السلام نزدیک دیگ غذا نشسته بود و من هم برایش عدس تمیز می کردم. آن حضرت مرا با لقب ابالحسن می خواندند ، عرض کردم : بفرمایید. اظهار داشتند : بشنو از من آنچه را که به دستور پروردگارم می گویم ! هیچ مردی نیست که در کارهای منزل به همسرش کمک کند ، مگر اینکه پاداش او به هر تار مویی که بر بدنش روییده باشد ، ثواب یک سال عبادتی است که تمام روزهایش را روزه گرفته و تمام شب هایش را به عبادت ایستاده ، شب زنده داری کرده باشد و خداوند به او ثوابی می بخشد که به انبیای صابر خود مثل حضرت داوود و یعقوب و عیسی علیهم السلام بخشیده باشد. ای علی ! کسی که در کارهای خانه به همسر خود بدون سرکشی و دلتنگی و تکبر خدمت نماید ، پروردگار اسمش را در دفتر شهدا ثبت می کند و برایش به هر روز و شبی ثواب هزار شهید و به هر قدمی که بر می دارد به آن مرد ثواب حج و عمره می دهد و به هر قطره ای که از بدنش عرق بیاید یک خانه در بهشت برایش منظور می نماید. ای علی ! یک ساعت خدمت کردن به همسر در کارهای خانه بهتر از عبادت هزار سال
kamran
من شمع بودم و سوختم ، ولی تو پروانه بودی تا جیز شدی فلنگو بستی ! .
kamran
از قلبم پرسیدم فرق عشق و دوستی چیه؟ . . . . . . . قلبم جواب داد: کار من تامین خون بدنه.سوالای چرت و پرت از من نپرس