kamran
کاش می شد بوسه بارانت کنم/جان عاشق را به قربانت کنم/ای که دور از من،در قلب منی/با وفا باش که دنیای منی
kamran
منتظر باش اما معطل نشو ، تحمل کن اما توقف نکن ، قاطع باش اما لجباز نباش ،صریح باش اما گستاخ نباش ، بگو آره اما نگو حتماً ، بگو نه ولی نگو ابداً ( این یعنی همه چی باش و هیچی نباش ) .
kamran
یارو توي مراسم حج آنقدر دقيق و محكم به ستون شيطون سنگ ميزد كه شيطون توي بلندگو اعلام ميكنه: قدمعلي ، يواشتر وحشي!!!!
kamran
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانیمان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
kamran
بیهوده می پنداشتم دوای دردم درون چشمهایم هست. گریه نیز در غربت دیدگانم گم می شود و جز شرمندگی چیزی برایش نمی ماند بی رمق و خسته ام ، دل آشفته ام آغوش امن تو را می طلبد. دلم فانوس چشمهای تو را میخواهد تا دراین سیاهی بی پایان راه را گم نکند. هیچکس نمیداند چگونه دراین سیاهچال نشسته ام و سرم را روی زانوان بی رمقم گذاشته ام . . .
kamran
اگه ما کنار هم باشیم خوشیم / پس خوبه از هم دیگه جدا نشیم من کنار تو ، تو کنار من / پس نگاه با هر غریبه قدغن
kamran
هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند
kamran
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.
kamran
♦ بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد
kamran
و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم *** خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...
kamran
مردی از فقیهی پرسید : من هنگامی که جهت غسل در نهر آب فرو می روم و سه مرتبه تکرار می کنم و یقین نمی کنم که آب تمام بدن را فرا گرفته یا نه چه چاره سازم ؟ فقیه گفت نماز نخوان. آن مرد با تعجب گفت: از کجا می گویی ؟ فقیه گفت از قول رسول اکرم (ص) که فرمود: " واجبات از دیوانه برداشته شده تا موقعی که از دیوانگی خارج شود. " هر کسی که سه مرتبه درآب فرو رود و یقین نکند که غسل کرده مجنون است.