دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran

یکی روز شاه جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز دو چشم از بر ِ سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره گون نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ به زور کیانی رهانید دست جهانسوز مار از جهانجو ی جست بر آمد به سنگ گران ، سنگ خرد همان و همین سنگ بشکست گُرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ نشد مار کشته ، ولیکن ز راز ازین طبع سنگ آتش آمد فراز

kamran
kamran

درود ظاهرشعرهایم حس بیماری دارد ظاهر شعرهایم کمی خاکستریست انگار مردابیست ساکن و مرده ظاهرا زخمی بر دل دارم و افتاده ام این ظاهر نوشته هاست اما برخواستم بعد از سقوط تکاندن تن از غبار گذشته و ساخت بنای عظیمی به نام مجموعه سقوط من با درونمایه ای پر تپش سوای آنچه در ظاهر دارد برای عبرت همجنسان و دوری از ناجنسان

kamran
kamran

مي دوني شکست عشقي يعني چي؟ يعني بري پاي تخته کنفرانس بدي، بعد بفهمي زيپ شلوارت باز بوده!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
kamran
kamran

غضنفر داشت نماز میخوند یکی ازپشت سر ردمیشه میگه اوه عجب آدم باخدایی. غضنفر نمازرو قطع میکنه سرش روبرمیگردونه میگه:روزه هم میگرم

kamran
kamran
توسط موبایل

سلام .دوستان خوبم اين سلام رو از ارتفاع35هذارپاي زمين ميفرستم.جاتونوجالي ميكنم.

kamran
kamran

شاید جای دگر ..خداحافظ ...

kamran
kamran

خیلی سخته که وقتی بعد از کلی کلنجار رفتن با خودت ، می ری که حرف دلتو بهش بگی ، با یه معذرت خواهی کوچیک بگه : فعلاً سرم شلوغه ...

kamran
kamran

@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ مگه میشه بی تو موند ، مگه میشه بی تو نوشت؟ تویی كه همسفر جاده سخت سر نوشت

kamran
kamran

نمک

kamran
kamran

@الهــــ ه آمد اما بی صدا خندید و رفت لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت آمد از خاک زمین اما چه زود دامن از خاک زمین برچید و رفت دیده از چشمان من پنهان نمود از نگاهم رازها فهمید و رفت

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@sahar شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد ای خوشا شمعی كه روشن می كند ویرانه ای را

kamran
kamran

@هیــــــــــوا نه! نگو شاعر تو خسته و ترسو شده است! چه كنم پیش تو دست دل من رو شده است! خانه خال تو آباد! لبت خندان باد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@آرزو فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

kamran
kamran

@Glee امشب كسی پشت در است هی پشت هم در می زند گنجشك باران خورده ای در سینه پرپر می زند گنجشك باران خورده ای توی قفس جا مانده است دفترچه ی شعرم چه شد ؟ بیچاره تنها مانده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@آزاده ایــرانی گفت: اگر من ناخدایم ، با خدایم نکن تو از خدای خود جدایم به تو محتاجم ای یار موافق به تو محتاجم ای همراه عاشق

این ارسال را بازنشر کرده است.