دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran

@آرزو امشب شبه ستاره هاست این ستاره رو * بفرست برای بهترین دوستات (حتی به من البته اگه هستم ) اگه بیش از 5 ستاره بهت برگرده یکی از ارزوهات امشب براورده میش

kamran
kamran

@آرزو بی تو من کور شدم خالی از شور شدم مشعل عشق بدم تار و بی نور شد با تو چون ساز شدم راز و نیاز شدم از نوای داغ تو بال پرواز شدم بی تو من مرده شدم بی تو افسرده شدم در هوای روی تو خون دل خورده شدم

kamran
kamran

@گـلـپــری بی دلی در همه احوال خدا با او بود او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

سلا م صبح بخیر .............

kamran
kamran

@˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙ در سایه دلشکستگی پیر شدم غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم تا امدم اشنای قلبت باشم گفتی که من از غریبه ها سیر شدم

kamran
kqq614eph5l8srczg48.gif kamran

سلامی دوباره .. سلامی به سپیدی صبح ...ولطافت دوستی... صبح زیبای باران بخیر.........همگی خوبینننننننننننننننننننننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

kamran
naghashi.jpg kamran

محبت مادرهیچ وقت پژمرده نمیشود

kamran
kamran

@sahar سادگی را دوست دارم چون با صداقت است, هیچ دروغی درآن راه ندارد مانند کودکی است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه میکند و با معصومیتش هزاران حرف به دنیا میزند

kamran
2e0wbxenditb4qorgw3.jpeg kamran

@❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁ زندگی دفتری از خاطره هاست؛ یك نفر در دل شب، یك نفر در دل خاك، یك نفر همدم خوشبختی هاست یك نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز كنیم عمرمان می گذرد، ما همه رهگذریم؛ آنچه باقیست فقط خوبیهاست .

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
باران.jpg kamran

@آرزو باران می بارد، بدون چتر زیر باران قدم می زنم... در زیر باران اشک می ریزم، تا تو نبینی، اشک هایی را که در پس غرورم سالها نریخته ام.

kamran
hhh_182990955.jpg kamran

دختر گوشه ی پیراهن مادر را کشید و گفت : مامان کی برام کاپشن می خری ؟ مادر به چشمان معصوم دختر نگاه کرد و گفت : هر وقت برف بیاد . دختر امیدوارانه به دانه های ریز برف نگاه کرد . گوشه ی پیراهن مادر را کشید و گفت : مامان داره برف میاد بریم کاپشن بخریم ؟! مادر این بار به عکس پدر، روی تاقچه نگاه کرد و گفت : الان که داره برف میاد . باشه هر وقت بند اومد

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

در خلوت من جز تو کسی راه ندارد رخسار فریبای تو را ماه ندارد غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد .

kamran
kamran

یاد باد یاد باد....یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ماد شاد نکرد....

kamran
kamran

دوستان خوبم سلام صبح بخیر ..........

kamran
kamran

زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ گفتم پَـــ نَ‌‌ پَـــ یه پلیس 110 میخوام, بقیش هم آدامس بدین!