دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

kamran

بعدآ میگم.. درباره »
kamran
مرد
امتیاز: 2147.25

دنبال‌شدگان

(286 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

kamran
kamran

دوستان من خیلی خسته ام من بای

kamran
kamran

@آرزو من اگر روح پريشان دارم من اگر غصه هزاران دارم گله از بازي دوران دارم دل گريان،لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم در غمستان نفسگير، اگر نفسم ميگيرد آرزو در دل من متولد نشده، مي ميرد يا اگر دست زمان درازاي هر نفس جان مرا ميگيرد دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم من اگر پشت خودم پنهانم من اگر خسته ترين انسانم به وفاي همه بي ايمانم دل گريان، لب خندان دارم به تو و عشق تو ايمان دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
kamran
kamran

@آزاده ایــرانی سلام ازاده جان/// من که سر براهم

kamran
kamran

دل ما به اندازهء گداخته شده كه اگر از سنگ مزار مارااز مينا درست كنند و از آن مينا در مجلس عيش و عشرت و باده گساري ، اهل بزم را بنوشانند، بزم را بجوش مي آورد.

kamran
kamran

سلام به سحر خیزان صفا روزتون بخیر //// همه خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

kamran
kamran

دوستان گلم پایدار باشن من بای //لالا //خسته/// مسواکم یادم میره

kamran
kamran

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

kamran
kamran

سلام صبح زیبای بارانی دوستان خوبم بخیر

kamran
kamran

استاد ریاضی حین اصلاح سوالات امتحان، متوجه شد که، دو شاگردش در ده سوال اشتباهات مشابه داشتند. یکی از ایشان را خواست وعلت را پرسید. شاگرد در جواب سوال استاد خود چنین گفت اصلآ نمیدانم و شاید علت این باشد که استاد ریاضی ما یکی است )

kamran
kamran

@آرزو سرگشته و حیرانم ، ای چشم اهورایی حرفی بزن از حالِ این حالت شیدایی شیرینی و فرهادم ، لیلایی و مجنونم گمگشته ی کنعانم ، از بس که زلیخایی بر چینی احساسم ، آرام قدم بردار هر چند سراغ من ، عمریست نمی آیی مهتابِ نگاه تو از پنجره ام پیداست بر شاخه ی چشمانت ، ماهیست تماشایی پایان شب پاییز ، آغاز زمستان نیست وقتی که تو می خندی ، وقتی که تو یلدایی

kamran
kamran

کنج دیوار . . . روبروی هم ! و چه خوب که قهوه را نخوردیم حرفهایمان به قدر کافی . . . تلخ بود !!

kamran
kamran

و خواستن تو جنینی ست در من، که نه سقط می شود و نه به دنیا می آید!

kamran
kamran

فکر می‌کنی برای فریب دادن شب چند شمع روشن کنیم؟

kamran
kamran

هرگز عاشق نبوده خطی صاف

kamran
kamran

کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت . همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد . وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست ... . - به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ، ... پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت . - فرقی نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه