@♪★☂sadaf_daryayi☂★♪ دارم ... نه ! بغضی داشتم که ترکید.. ... اما هر چقدر گونه هایم را لمس می کنم خبری از تر شدن نیست.. می خواهم چشم هایم را طلاق بدهم اجاقشان کور شده!!
@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ طعم تلخ سیگار و شرابو دوست دارم....تلخ مثل آخرین بوسه ی لعنتی ما....تلخ مثل آخرین دروغ تو که باز هم همو می بینیم...تلخ مثل نبودنت.....
@✔کتــ☾ــے ... این دریای پر تلاطم سکوت هر لحظه مرا بیشتر به خود میخواند نشانه های نور رو به زوال است کسی،چیزی هست مرا نجات دهد؟؟؟ چشمای خسته ام دستها را می بیند دستهایی گرچه سرد... اما افسوس دستهای بسته من چشمهای خسته من ارزوی دیدن خورشید را در وجودم کشته است سردی مرگ در تمام وجودم رخنه کرده ولی گرمایی جاودان جان را به جسم گره می زند نمی دانم چیست عشق شاید امید گرچه واهیست اما گرمایش مرا به زندگی دوباره می خواند هر چه هست باشد خداوندا مگیرش از من
@دریا دلدار رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن! گفت بر می گردم، و رفت، و همه ی پل های پشت سرش را ویران کرد. همه می دانستند دیگر باز نمی گردد، اما بازگشت بی هیچ پلی در راه، او مسیر مخفی یادها را می دانست....
@OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO دکتر : اگه بهت یه کش بدیم چکار میکنی؟ دیونه : باهاش تیرکمون درست میکنم میزنم شیشه همسایه رومیشکونم دکتر : بستریش کنین چند ماه بعد دکتر تصمیم میگیره سوالشو عوض کنه! دکتر : اگه یه زن بهت بدیم چکار میکنی؟ دیونه : خوب میبرمش خونه دکتر : آفرین دیونه : میبرمش روتخت دکتر : جالب شد دیونه : پیرهنشو در میارم دکتر : به به مثله اینکه عاقل شده دیونه : شلوارشو در میارم دکتر : خوبه دیونه : جورابشو در میارم دکتر:بعدش؟ دیونه : با کشه جورابش تیرکمون درست می کنم میزنم شیشه همسایه رومیشکونم )))
خــــــدایا... دردمــ از اینــ نیستــ کـ دعا کنمــ و تو نخوای اجابتشــ کنی... دردمــ از اینه کــ دعا کنمـــ و تو نخوای بشنوی... چونـــ نخواستنـــ تو یعنی صلاحــ منــ... ولی نشنیدنـــ تو یعنی گناه منـــ...
خسته ام...
13 سال و 4 ماه و 25 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبل