كامياب
توسط پیامک
فاصله بین ما یک قدم بیشتر نبود افسوس که دیوار بودیم....
كامياب
نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره ، بی خواب از کشف جاذبه .
كامياب
آیا زنده ها میدانند میمیرند ...؟ و باز اینگونه جفا می کنند ..!!!!!!
كامياب
توسط پیامک
مرداب از رود پرسید: nچه کرده ای که این چنین زلالی؟ رود گفت: گذشتم !
كامياب
وقتی دیدمت عطســـــــــــــه کردم صبر آمد...!!! محل ندادمش حالا وقتی روزها بدون تو صبر میکنم معنی آن عطسه لعنتی را می فهمم...
كامياب
عشــق همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم . . .
كامياب
تـــو مقصــری اگـــر مــن دیگـــر ” مــن ســابق ” نیستـــم ! مــن را به مــن نبــودن محکـــوم نکــن ! مــن همـــانم که درگیــر عشقــش بــودی ! یادت نمـــی آید ؟! مــن همـــانم ! حتــی اگــر ایــن روز ها هـــر دویمـــان بــوی بــی تفـــاوتـی بدهیــم !
كامياب
نم کشیده ام بر دیوار اتاق بس که لحظه های دور بودنت را قطره هایی از باران دلتنگی باریده ام روی آن به یادگار .
كامياب
توسط پیامک
دلم کوچک است!کوچکتر از باغچه ی پشت پنجره! ولی آنقدر جا دارد که برای دوستی که دوستش دارم نیمکتی بگذارم برای همیشه...n
كامياب
سیگار می کشیدیم که انتظار نکشیم که نفهمیم چقدر طور می کشد رسیدنش چه می دانستیم قرار است با انتظار،سیگار بکشیم و دیگر منتظر کسی هم نباشیم.
كامياب
توسط پیامک
امروز به آنهایی اندیشیدم که روی شانه هایم گریه کردند اما نوبت من که شد همه شانه خالی کردند