دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی . . .

كامياب
كامياب

شبانه تمام شد تمام ناگفته های سنگین شده چیزی شبیه مرگ، بر دلم نشست و همه ء آتش گرفته های ذهنم را خاکستر کرد . . . حال، این سردی ـه بعد از سوختن مرا می کشد!

كامياب
كامياب

تمام می شوم و تو همچنان وعده ء هوای تازه ء فردا را می دهی و نمی دانی حوایت، همان هوایی است که دم به دم در تو فرو می رود می میرد و تمام می شود!

كامياب
كامياب

فکر کن ندانم اینهمه که می نویسمت بیهوده ست! مسئله این است که هر چه می نویسمت زیباتر می شوی... شده حتی بارها خواسته ام نبینمت... اما همینکه چشمانم را می بندم از گونه هام سرازیر می شوی... تو شبیه دیگران نیستی دیگران حرف می زنند راه می روند نفس می کشند تو نه حرف می زنی نه راه می روی و نه می گذاری نفس بکشم

كامياب
كامياب

دلم پشت این همه خستگی گم شده ! جایی رو برای پهن کردنش سراغ دارید؟ آخه می خواد نفس بکشه ! می خواد تازه بشه شاید هم بهتره حالا که گم شده فراموشش کنم !؟!

كامياب
كامياب

ذوق و شوق ديدن روي تو در دل داشتم آن همه مه صورتان جمله به هيچ انگاشتم ليک خوبا تو نبودي مهربان با اين دلم زين سبب مهر رخت از لوح دل برداشتم

كامياب
كامياب

نشود کين دل من بي غم تو شاد شود مگر آنوقت که جان از بدن آزاد شود اينچنين حال مبين بر من لطفي فرما سببي ساز خدا تا که رهت باز شود

كامياب
كامياب

اين دل دل ما، غنچه سر بست شماست و خادمتان ، نوكر دربست شماست اين دل نشود رام كمند هر كس، ماراست دلي كه، قلق اش دست شماست

كامياب
كامياب

@ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ فرهیخته ی ز شهر جان آمده است آواره ترین مرد جهان آمده است آغوش ادب باز کن ای نیشاپور آتش نفسی کنار تان آمده است

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

شوکران به دست قدم رنجه کردی در حال و هوای دلتنگی من لبریز کردی کاسه ی اندوهم شدم یک کولی آواره دلگیر کردی غروب زمستانی ام به خیال خودم در کوچه های سوت و کور قلبت طی الارض کردم زمین گیر کردی شوق مستانه ام دو سه پیمانه از مهربانیت در جام می ام ریختم نمک گیر کردی صوفی عشقم شاید این رسم زمستان روزی تمام شد شاید این مهربانی حرام شد ولی من در انتظار این غبار بی سوار می مانم...

كامياب
كامياب

گفت تا آخرش با تو میمانم گفتم آخرش کجاست؟ گفت آخر دنیاست گفتم آخر دنیا کجاست؟ گفت از نگاهم پیداست گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟ گفت نگاهم رو به پایان زندگیست گفتم پایان زندگی کجاست؟ گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

چه رسالتِ مختصری داشتی پیامبرِ یک شبه‌ی من! به تو که فکر می‌کنم لبخند به لب‌هایم نازل می‌شود

كامياب
كامياب

به چه می اندیشی؟ نقطه ای دورادور هاله ای از فردا شاخه های تردید سایه هایی از نور چشمهایت اما، سخن از بوی نم و هق هق باران دارد و نشان می دهد از وسعت تنهایی تو یک دنیا

كامياب
كامياب

@بانو جاسمین کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند دنیا؛ چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا؛ همین یک لحظه را دریاب که فردا می شویم تنها…

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

من رفتم دوستان خوبم تا ديداري ديگر خدانگهدار