دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

مرا از بهشت راندند به جرم لبخندی ، لبخندی در امتداد چشمانت گناهم سیب سرخ حوا نبود دلهره ایی بود از پس تپش قلبی عاشق شوقی بود سرشار از دلی هم بغض دریا ، دلی که هم رقص موج به صخره زد و هر شب صدای شکستنش آرام بخش ساحل شد هر طلوع سرشار از وسوسه دیدارم من بهشت را به رنگ چشمانت فروختم ، دیوار فاصله را بردار به قدر لبخندی در نگاه سرد دیوار آجری هم پرسه خاطراتم ،لبخندت را به من هدیه کن از پس پنجره غبار گرفته روزگار چشمانم را ببند دستانم را بگیر می خواهم به بهشت باز گردم

كامياب
كامياب

@سحـــر خاتـــون فریاد از آن نرگس مستی که تو داری آه از دل بیگانه پرستی که تو داری

كامياب
كامياب

@Nairika دلم چندیست مجنون است‌ ای عشق! ز درد و داغ مشحون است‌ ای عشق! دگر روی دل من دست مگذار! دلم از دست تو خون است‌ ای عشق!

كامياب
كامياب

@aynor آمده ام تا عاشقانه ترین شعر ها را برابت بخوانم از تمام دیوار های زمین به سلامت گذشته ام دستانم را بگیر بگذار صادقانه در کنارت بمانم

كامياب
كامياب

@الهــــ ه چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد...؟ يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد...؟ چه خبر از دل تو....؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من ميگيرد....؟ مثل روياي رسيدن به خدا.... همه شب تا به افق دل من نيز به آزادگي قلب تو .......... پر ميگيرد

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

امشب تمام عقایدم را خاک می کنم و به مهمانی هیچ کس نمی روم حتی اگر خدا هم در بزند در را برویش باز نمیکنم امشب حقیقت را پشت باغچه چال میکنم و .... ادم میشوم....

كامياب
كامياب

واژه هایم را بارانی میکنی بی انکه خودت بدانی از کدامین حوا سراغ نگاهت را بگیرم در کدامین بهشت وقتی شعله های اتش تمامی سیب ها را سوزانده است

كامياب
كامياب

انگاه که از شدت نفس نفس زدن به اه کوتاه ارضا نمیشدی من هزار بار با نگاهت اه میکشیدم

كامياب
كامياب

دقایق حرام میدوند به سوی آغوش برهنه ی تو و بیچاره من که هنوز همبستر عجوزه ی غارتگر ذهن خود هستم... با ناخنهای خون آلودم روی جداره های دیوار میکشم! راه گریزی نیست برای من

كامياب
كامياب

@گـلـپــری گریه کردی از خدا پرسید یک آدم من سیب خوردم پس چرا ما هر دو را باهم...؟!! حوای من یک بی گناه پاک و معصوم است اما خدا فرمود نه! تا آخرش با هم من اشتباه فاحشم این آفرینش بود اصلا چرا آدم؟ چرا آدم؟؟ چرا آدم؟! این جمله ها را گفت و ما را روی خاک انداخت تو گریه می کردی و من هم غصه می خوردم گفتم تو راهت را جدا کن، توبه کن،برگرد خندیدی و گفتی که من هم سیب می خواهم

كامياب
4.jpg كامياب

پنجره وا میشود. پنجره بسته میشود. پنجره وابسته میشود...

كامياب
كامياب

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را بر سفره رنگین خود بنشانمت بنشین.... غمی نیست!!! حوای من!!! بر من مگیر این خودستایی را که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست!!!! آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست همواره چون من نه فقط یک لحظه خوب من، بیاندیش لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست!!!!

كامياب
كامياب

من.... قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست!!! شاید.... و یا..... شاید..... هزاران شاید دیگر اگرچه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

كامياب
كامياب

@گـلـپــری چرا نمي گويي كدام ميوه‌ي ممنوعه كافيست براي اخراج شدن از زمين؟

كامياب
كامياب

هوادارت بودم حوای من، بی هوا رفتی بر دار شدم....