كامياب
ميدوني چرا وقتي آدما بزرگ ميشن مداد رو كنار ميزارن؟ چون بايد ياد بگيرن كه هر اشتباهي رو نميشه پاك كرد
كامياب
بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ آنکه خوابیده است در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد
كامياب
آن که پای تیرک چوبی آب می ریزد دیوانه نیست ، باغبانی است امیدوار
كامياب
بيرون شده از بهشت بابا، با سيب آورده به دنيا همهي ما را سيب محكوم شديم و عمرمان شد تبعيد ممنوع نشد –به لطف او- اينجا سيب
كامياب
درد کشیدم درد کشیدم رشد کردم از شوق حیاتی باز یافته سرخ شدم انتظار کشیدم انتظار روزی که سیب سرخ دستان بازیگوش حوا باشم یا لذت عشقبازی زیر تیغ تیز دندان های آدم نصیبم شود اما افسوس نمی دانستم سهم من تنها شهوت کرم حقیری است که داغ عاشقی را بر دلم خواهد گذاشت
كامياب
برایت سنگ تمام گذاشتم، افسوس که نمی دانستم با همان سنگ ها نابودم می کنی !!
كامياب
سلام دوستان خوبم شبتون بخير
كامياب
دوستان خوبم روز خوبي داشته باشيد تا شب. خدا نگهدار
كامياب
اگــرروزی بـــه ســـراغ مــن مــی آیـــی نـــرم وآهــســتــه بـــیــا،مــبــاداتــرک بـــرداردچــیــنــی نـــازک تــــنــــــهایــی مــــن
كامياب
اي كاش هيچ وقت حّوا سيب را در بهشت نمي ديد
كامياب
بيرون شده از بهشت بابا، با سيب آورده به دنيا همهي ما را سيب محكوم شديم و عمرمان شد تبعيد ممنوع نشد –به لطف او- اينجا سيب
كامياب
درد کشیدم درد کشیدم رشد کردم از شوق حیاتی باز یافته سرخ شدم انتظار کشیدم انتظار روزی که سیب سرخ دستان بازیگوش حوا باشم یا لذت عشقبازی زیر تیغ تیز دندان های آدم نصیبم شود اما افسوس نمی دانستم سهم من تنها شهوت کرم حقیری است که داغ عاشقی را بر دلم خواهد گذاشت
كامياب
من از آیینه بیزارم که هر دم چهره ام را ناتوان تر می کند ترسیم و در قلبم نهال حسرت و افسوس می کارد من از پروانه بیزارم که بیهوده به گرد هر چراغ کهنه ای با عشق می چرخد من از دیوانه بیزارم که سنگش می زند هر کس ولیکن من خودم دیوانه ای هستم که بر گرد چراغ زندگی تا مرگ می چرخم ...
الهی خیلی قشنگ بود ...
دوستان ِ خوب مثِ عطر گُل میمونن مشام آدم رو پُر میکنن و ماندگار میشن
14 سال و 11 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 53 دقيقه قبل