دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

@aynor همچون دود سيگارت من هم روزي جلوي چشمانت ناپديد مي شوم وشايدفقط اندكي بوي تند بي گناهيم مشامت راپركند

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

ميدوني چرا وقتي آدما بزرگ ميشن مداد رو كنار ميزارن؟ چون بايد ياد بگيرن كه هر اشتباهي رو نميشه پاك كرد

كامياب
كامياب

@♂♀ SεtåЯε ♂♀ از كه پنهان كنم رازدل خسته خويش؟ ازنسيمي كه پيام آور توست؟ از بهاري كه مرا رسوا ساخت؟ ازخدايي كه ميداند؟ عشق وحشي ترازآن است كه پنهان بماند

كامياب
كامياب

بنویسید بعد مرگم روی سنگ با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ آنکه خوابیده است در این گور سرد بودنش را هیچ کس باور نکرد

كامياب
كامياب

آن که پای تیرک چوبی آب می ریزد دیوانه نیست ، باغبانی است امیدوار

كامياب
كامياب

بيرون شده از بهشت بابا، با سيب آورده به دنيا همه‌ي ما را سيب محكوم شديم و عمرمان شد تبعيد ممنوع نشد –به لطف او- اين‌جا سيب

كامياب
كامياب

درد کشیدم درد کشیدم رشد کردم از شوق حیاتی باز یافته سرخ شدم انتظار کشیدم انتظار روزی که سیب سرخ دستان بازیگوش حوا باشم یا لذت عشقبازی زیر تیغ تیز دندان های آدم نصیبم شود اما افسوس نمی دانستم سهم من تنها شهوت کرم حقیری است که داغ عاشقی را بر دلم خواهد گذاشت

كامياب
كامياب

برایت سنگ تمام گذاشتم، افسوس که نمی دانستم با همان سنگ ها نابودم می کنی !!

كامياب
كامياب

سلام دوستان خوبم شبتون بخير

كامياب
كامياب

دوستان خوبم روز خوبي داشته باشيد تا شب. خدا نگهدار

كامياب
كامياب

اگــرروزی بـــه ســـراغ مــن مــی آیـــی نـــرم وآهــســتــه بـــیــا،مــبــاداتــرک بـــرداردچــیــنــی نـــازک تــــنــــــهایــی مــــن

كامياب
6.jpg كامياب

اي كاش هيچ وقت حّوا سيب را در بهشت نمي ديد

كامياب
كامياب

بيرون شده از بهشت بابا، با سيب آورده به دنيا همه‌ي ما را سيب محكوم شديم و عمرمان شد تبعيد ممنوع نشد –به لطف او- اين‌جا سيب

كامياب
كامياب

درد کشیدم درد کشیدم رشد کردم از شوق حیاتی باز یافته سرخ شدم انتظار کشیدم انتظار روزی که سیب سرخ دستان بازیگوش حوا باشم یا لذت عشقبازی زیر تیغ تیز دندان های آدم نصیبم شود اما افسوس نمی دانستم سهم من تنها شهوت کرم حقیری است که داغ عاشقی را بر دلم خواهد گذاشت

كامياب
كامياب

من از آیینه بیزارم که هر دم چهره ام را ناتوان تر می کند ترسیم و در قلبم نهال حسرت و افسوس می کارد من از پروانه بیزارم که بیهوده به گرد هر چراغ کهنه ای با عشق می چرخد من از دیوانه بیزارم که سنگش می زند هر کس ولیکن من خودم دیوانه ای هستم که بر گرد چراغ زندگی تا مرگ می چرخم ...