كامياب
هر لحظه ی زندگی ، زیبایی ِ وحشتناکی به قلب ِ آدم نشونه میره ... اما تو ، در لحظه ی بی لحظه گی با تمام ِ دغدغه ات سراغ ِ فاصله ای رو میگیری که با متر هم نمیشه سنجید ...
كامياب
سلام دوستان خوبم شبتون بخير
كامياب
روز خوبي داشته باشيد دوستان خدا نگهدار
كامياب
تمام جوارح ام به اتفاق تو را رهبر قلب من می دانند شورشی محبوب من اما دیکتاتوری گمراهم که باید از تک تک اندام تنم آثار تورا حذف کنم
كامياب
نفس می کشم نبودنت را نیستی... هوای بوی تنت را کرده ام می دانی؟ پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ... گرما زده می شوم ، تو را کم دارم سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ... تو نیستی آسمان بی معنیست حتی آسمان پر ستاره و باران... مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد تو نیستی و من چتر می خواهم ...
كامياب
شکستن خـــرد کردن ســــــــوزاندن خاکســـــتر کردن به باد دادن... از هر انگشتت یک هنر می بارد !
كامياب
شکــــی نیست ! تو همیشه دلســوزی ... گاهی به صفت تشبیهی گاهی به صفت فاعلـی
كامياب
گلستان کن شعله های نا امیدی ام را با نیم نگاهی تا ابراهیمانه از آن بگذرم که در آتشم این روزها از سردی َت ...
كامياب
چه خاک حاصل خیزیست... جوانی من...!!! حسرت ها به سرعت ثانیه ها می رویند...!!!
كامياب
جلوی آینه هزار جور چشم و ابرو کج و راست می کنم که مثلا عمیق تر شود اخمم!! توی خیالم هزار برنامه می چینم که یک هوار اخم تحویلت بدهم که مثلا عصبانی ام از بس که خشک شد چشمم... از بس که دیر کردی! ولی قنج می رود ته دلم هر بار که می گردانم سرم را به خیال رسیدنت! قند آب می کنند ته دلم به خیال آمدنت! به خیال باز شدن اخم هایم دانه دانه با صدای قدم هایت! و باز خراب می شود اخمم.... و باز آینه!
كامياب
آنگاه که خمارِ یک لحظه دیدنِ تو می شوم به گمانم شراب هم به مستیم حسادت می کند
كامياب
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .
كامياب
من بودم تو و یک عالمه حرف... و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد...
كامياب
هیچ نخورده ام ! باور کن! جز یه جرعه خاطره! اما هنوز در گلویم مانده!