كامياب
در سرزمین قلبم خانه ای ساختم که پنجره هایش هیچ گاه از دیدنت خسته نمی شدند ، در این خانه همیشه خاطراتم را مرور می کنم ، اگر چه ازت دور شدم ولی حرف های گرمت آرامش بخش دل پر از غم من است ، نام تو همیشه در ذهنم و یاد تو همیشه در قلبم جاریست .
كامياب
کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود می یافتی اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم
كامياب
هرکس از این دنیا چیزی برداشت ، من از این دنیا دست برداشتم !
كامياب
تمام روز و شب با بیقراری به شوق روی تو بیدار هستم اگرچه بی غرورم زنده اما به شوق لحظۀ دیدار هستم !
كامياب
ما گول خوردیم وقتی گفتند: "سلام - سلامتی میاورد" از همان روز که به عشق گفتیم: "سلام" تا به امروز تب کرده ایم! چه سلامی-چه علیکی خدا خیرتان دهد! ما جوابی هم از عشق نگرفتیم ......!
كامياب
کاش یکی پیدا می شد که وقتی می دید گلویت ابر دارد و چشمانت باران، به جای آنکه بپرسد: چته؟ چی شده؟ چرا؟ بغلت کند و بگوید : گریه کن ...
كامياب
عاشقی اولش خوبه آخرش سخته نیست کنارم ، رفته خیلی وقته
كامياب
و نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
كامياب
کلمات بی صدای تو روحم را نوازش می کند انگار در پس تنهایی انگشتان آشنایی ساز مرا می نوازد به وسعت لبخند آهنگین می شوم ... نت های آرام ، کوتاه و مداوم ... لحظه دلنشین می شود آرام می شوم .... و چه آهنگِ زیباییست این آهنگِ بودن و نبودنِ تو ...
كامياب
دلم از دست نگاههايي ابري شده است که دلتنگي هاي معصومانه ام رابه نگاهي فروختند. افسوس که باراني بودن نگاهم راهيچ نگاهي باور نکرد. تومن راباور کن نازنينم!
كامياب
شب که می شود فشرده می شوم در خیال تو تا تمام شوم از " بودن "!
كامياب
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟ اما افسوس ... هيچ کس نبود !!! هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره ... آري با تو هستم .. با تویي که از کنارم گذشتي... و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است ... ؟؟؟!!!
كامياب
اينجا گرگها هم افسردگي مفرط گرفته اند ديگر گوسفند نمي درند به ني چوپان دل مي سپارند و گريه مي کنند..