دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

كامياب

خوابيده بودم كابوس مي ديدم از خواب بلند شدم تا به اغوشت پناه ببرم افسوس....... يادم رفته بود ك... درباره »
كامياب
مرد - مجرد
امتیاز: 3737

دنبال‌شدگان

(323 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(356 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

كامياب
كامياب

من ماندم و حوض مواج افکارم...

كامياب
كامياب

شب های بی تو نیز می گذرند اما زمان می میرد و قلبم در فراقت سکوت می کند .

كامياب
كامياب

مــــن انــتـظـــار مـــی کــــشـــم انــتــظـار مـــرا مــی کـُـــشــد

كامياب
11.jpg كامياب

با اینکه نبودن تو خیلی وقته کرده بیمارم و عرض 2 ساعت تموم میشه پاکت سیگارم با اینکه حتی شبا خوابم نمیره و بیدارم .. هنوز عکستو نکندم از روی دیوارم .

كامياب
كامياب

روزهای بی تو می گذرند و من دست از پا درازتر چشمم را به انتظار فردایی که نخواهی رسید دوخته ام ...!

كامياب
كامياب

@aynor سرپناه من شد ...حریم امن چشمهای تو .... اینروزها بی سرپناه ....ازنگاه هر غریبی ...میشكنم ... می هراسم گاه در تنهائی های خود می اندیشم ...چه شد كه تو را پناه خود دانستم ...در حالی كه مدتهاست بی پناهم ....بی تو ....بی عشق تو ...بی هُرم داغ نفسهای تو .... چه شد كه دلت آمد نمانی كنار این همه دلدادگی ...محبوبم خدایا ........گرفتی اش ..... كاش مرا قدری فراموشی میهمان بود

كامياب
كامياب

زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود! یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود! غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود از من گذشت دختر باران! ولی بدان این رسم عشق بازی پروانه ها نبود با آخرین قطار از این شعر دل برید مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود" زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود! یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود! غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود از من گذشت دختر باران! ولی بدان این رسم عشق بازی پروانه ها نبود با آخرین قطار از این شعر دل برید مردی که هیچ وقت برایت "خدا نبود" .

كامياب
كامياب

خاطره تنها مدرکي است که فراموشي را محکوم مي کند ، پس بمان در خاطرم ...

كامياب
كامياب

فکر میکردم آنقدر از نگاهم بیزار شده ای که دور دور رفته ای… اما دور شده بودی تا پا به پا شدنت را نبینم… و اشکهای خداحافظی را !!

كامياب
كامياب

در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت ...و من آهسته می گویم تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمـی آیــــی .....

كامياب
كامياب

باورم نمیشه دیگه، تو منو دوستم نداری که به کلبه حقیرم، دیگه تو پا نمی ذاری باورم نمی شه عشقت مثل یاس باغچه پژمرد تو نیومدی و شوقم توی دست لحظه ها مُرد

كامياب
كامياب

دلم از فراق خون شد چه گويم از جدايي نظري به من نداري به طريق آشنايي همه شب به ياد رويت بفشانم اشک حسرت به اميد آن که آبي به برم به دل ربايي من بي تو را چه سازم؟که چنين اسير يارم نه رها کني ز بندم نه کشي ز بينوايي

كامياب
كامياب

نذار تا گم کنم راهو میون این همه فانوس تو که خورشید من باشی نمیشم طعمه ی کابوس

كامياب
كامياب

می شود من امشـب . اینجا .. واژه ها رو به هم نبافم ؟ رنج هایم را هوار نکشم ؟ شعر نگویم ؟ فقط .. بی حاشیه . بی استعاره . ساده بگویم : دوستت دارم .. تا ابد ... تا همیشه ..!!

كامياب
كامياب

ماه من .. برای دیدنت نیاز به تلسکوپ نیست !.. همین که چشمانم را ببندم .. تو را میبینم !!