كامياب
آشنای دلم دنیایم پر شده از دوست داشتن های پر بغض و این دارد دمار از روزگارم در می آورد...
كامياب
خدایا دلم گرفته، میان این همه آرزوها، دلتنگترین بنده ات را دریاب
كامياب
دلم گرفته خدایا بگو چه چاره کنم؟ هزار پاره دل را کجا حواله کنم؟ دلم گرفته خدایا کجا نشستی باز؟ بگو براین دل تنگم بگو که هستی باز!!!! دلم گرفته خدایا بیا کنارم باش بیا و مونس این قلب بیقرارم باش دلم گرفته خدایا برس به فریادم وجود این همه وحشت نمیره از یادم دلم گرفته خدایا کجاست منزل تو؟ بگو دوباره برایم امان از دل تو دلم گرفته خدایا زمین پر از درد است بدون عشق تو مولا زمین چقدر سرد است دلم گرفته خدایا بهشت من این است؟ تمام هستی و سرنوشت من این است؟
كامياب
می کشد من را پس ای بی تابیم به کشتن شتاب کن!
كامياب
یه وقتایی یه جاهایی اسیر چنگ غمهایی همه هستن ولی انگار تو بی اندازه تنهایی یه وقتایی دلیلی نیست برای گریه کردنها دلت میگیره بدجوری از این دنیا و ادمها....
كامياب
این روزها حالم همچون دایره ای میماند که هیچ گوشه ای برایش دنج نیست ....!