کسری
درد دلهات را به هیچکس نگو .... چون یاد میگیرند ؛ چگونه دلت را درد دار کنند...!!
کسری
فقر چیست؟ میخوام بگویم فقر چیست، فقر چیزی است که همه جا سر می کشد، فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست، فقر چیزی را" نداشتن" است،ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست، فقر همان گرد وخاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند، فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند، فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است که روی آن یادگاری نوشته اند، فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک ماشین به خیابان انداخته می شود، فقر همه جا سر میکشد، فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست، فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است
کسری
مترسک:من مغز ندارم، تو سرم پر از پوشالِ. دوروتی:اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی؟ مترسک:نمیدونم ... ولی خیلی از آدمها هم هستن که بدون مغز یه عالمه حرف میزنن!
کسری
بوسه اسم است،چون عمومی است فعل است،چون هم لازم است هم متعدی حرف تعجب است ،چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مبهوت میکند ضمیر است،چون از قید انسان خارج نیست حرف ربط است،چون 2 نفر را به هم متصل میکند!
کسری
تظاهر به خوشبختی تلخ تر از تحمل بدبختی است .....
کسری
خسته نباشي هموطن راحت بگير بخواب اينجا شکست تنها یادگار دوست داشتن است
کسری
خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود و تنها سلطانی است که با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن
کسری
من که کوه شده ام و دیگر به هیچکس نمی رسم اما... تــــو آدم بـــاش!!
کسری
دلم می خواهد بخوابم….. مثل ماهی تنگ که چند روزیست روی آب خوابیده است…
کسری
وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک" به من چه "پاسخ میگیری... "به کسی چه"که چقدر تنهایی
کسری
یک وقتایی تو زندگی می رسه ؛ که باید دستت رو بزنی زیر چونت ، و جریان زندگیت رو فقط تماشا کنی .... بعدشم بگی : به درک ... !!!
کسری
تنهایی یعنی ؛ نه همجنس ات ؛ میل سخن گفتن با تو را داشته باشد ، نه جنس مخالف ، آنگاه می شوی ؛ محض !
کسری
دلم میگیرد ، از فرصت هایی که ؛ می گذرند ، و من همچنان در اسارت خویشتن!