کسری
عشق، خودرو بي نقصي است؛ راننده و سرنشين ناقص اند و راه، ناهموار.
کسری
دلگیرم از مرغ هایی که دانه خوردنشان پیش ما بود ؛ و حالا برای دیگران تخم می گذارند؛ ولی می دانم روزی؛ بوی کباب شدنشان به مشامم می رسد...!
کسری
آموخته ایم که با پول : میتوان خانه خرید... ولی آشیانه نه میتوان رختخواب خرید... ولی خواب نه میتوان ساعت خرید... ولی زمان نه میتوان مقام خرید... ولی احترام نه میتوان کتاب خرید... ولی دانش نه میتوان دارو خرید... ولی سلامتی نه میتوان آدم خرید... ولی دل نه
کسری
کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست . . .
کسری
چقدر سخته ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يه شير شده،سختر از اون اينه كه ببيني يه شير اسير چشم هاي يه آهو شده!!!!
کسری
خودت باش؛ شايد بدترين پندي باشد كه به برخي مي توان داد.
کسری
منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ... اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند !
کسری
كامپيوتر همان انسان توسعه يافته است: هوشمند، اما بدون اخلاق.
کسری
اگر چهار زانو بنشينيم، همه كس را بسيار بزرگ و بلندمرتبه ميبينيم. پس بهتر است برخيزيم و آنگاه بنگريم.
کسری
در جایی که ارزش زن به زیبایی... و ارزش مرد به دارایی اش است... دنبال اندیشه و انسانیت نگرد...!!
کسری
آدم مرد باشه و از تو آشغالها نون دربیاره تا اینکه آشغال باشه و از نامردی نون دربیاره…
کسری
كهكشان ها كو زمينم ؟ زمين كو وطنم وطن كو خانه ام ؟ خانه كو مادرم ؟ مادر كو كبوترانم ؟ ....معناي اين همه سكوت چيست ؟ من گم شدم در تو ؟ يا تو گم شدي در من اي زمان ؟ حسین پناهی