کسری
تنها با دست نمي نويسم: پا نيز، همواره، همراهي نويسنده را مي خواهد. استوار، آزاد و دلير مي دَوَد، گاهي بر دشت، گاهي بر كاغذ
کسری
من از هيچ مكتبي پيروي نمي كنم، از هيچ استادي چاپلوسي نمي كنم... ديوانه اي هستم كه قايقم را خود هدايت مي كنم
کسری
خدمت به وطن نيمي از وظيفه است و خدمت به انسانيت، نيم ديگر آن. ویکتور هوگو
کسری
دوست، كسي است كه من مي توانم با او صميمي باشم و جلو او با صداي بلند فكر كنم
کسری
بگذاريد هر كس بر مبناي باور، فكر، آرزو، مطالعه و دانسته هاي خود قضاوت كند، نه اينكه شخص طوطي صفت گفته ديگران را بازگو كند.
کسری
انسانها در كل، چيزي جز كودكان بزرگ نيستند
کسری
ارتعاش بال مگس ما رو تشویق به برداشتن مگس کش می کنه.میبینید چقده ضعیفیم؟کشتن چاره ی همه ی ترسهای بشره ترسوئه...
کسری
مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را برسرش بکشی و مطمئن باشی که هرگز انتقام نمی گیرد
کسری
سکوت ، نفرین بلندیست که خدا میداند، و گریه ، صدای شکستن مردی که تکه تکه میریزد .
کسری
مادر تورا دوست دارم.... اما کسی نمیگه پدر چه بی صدا شکسته شدی
کسری
ما از اوناشیم که سر جمع ردن من نه اقام زیر بار حرف زور رفت نه جدم!
کسری
تا مرد خاموش است بر او خطري نيست، زيرا سرنوشت او به زبانش بسته است