کسری
زماني مي رسد كه سكوت، بيش از همه گفته ها مقصود را مي رساند.
کسری
سكوت، چنان موضوع جالبي است كه ساعتها مي توان درباره اش حرف زد
کسری
تنها دو راه براي زيستن در زندگي خود داري، اول اينكه هيچ معجزه اي را باور نكني و ديگر اينكه همه چيز را معجزه بداني
کسری
دنيا زادگاه رنج است؛ اگر در آن بماني، چون خواب و خيالي مي گريزد و اگر سفر كني غم با تو همراه مي آيد.....بدرود دوستان
کسری
من اگر در بهشت باشم، ولي به من بگويند حق نداري جهنم را به اين بهشت ترجيح دهي، از آن بهشت بيرون مي روم
کسری
مصيبت، سنگ محك حقيقي آدميزاد است.
کسری
اكثريت مردم موانع و مشكلات را مي بينند و تنها اقليتي به هدفها توجه مي كنند. تاريخ، موفقيت گروه اخير را ثبت مي كند، اما آن گروه اكثريت به فراموشي سپرده مي شوند
کسری
بزرگترين بيم بشر از تغيير است. مردم از افكار جديد، عادتهاي جديد، محيط جديد و روش جديد مي ترسند، ولي تنها راه زندگي بهتر، آمادگي شما براي قبول تغيير و عملي كردن تحولات بزرگ است؛ پس خودتان را عوض كنيد
کسری
گفتگو با آدميان ترسو، خواري در پي دارد
کسری
بايد آزادي را همراه عدالت انتخاب كرد؛ يكي بدون ديگري بي معناست. اگر كسي نان شما را بگيرد آزادي شما را هم گرفته است و اگر كسي آزادي شما را بربايد مطمئن باشيد كه كه نان شما نيز در معرض تهديد است.
کسری
ما كه آزادي را دوست نداريم نمي توانيم نان آزادي را بخوريم و اگر هم بخوريم، آنرا هضم نخواهيم كرد
کسری
كساني كه حاضر نيستند براي آزادي بهايي بپردازند، لياقت آزادي را ندارند
کسری
ايمان به بخت و قسمت، بدترين نوع بردگي است