کرشمه
بچه ها این منم با عشقم فراره بریم مکه عقد کنیم
کرشمه
بچه ها 24 ساعت با عشقم قهر کردم یعنی دعوامون شد اون رفت سی خودش من سی خودم الان مسیج داد از دلم در اورد حالم خوبه پر از انرژیم
کرشمه
رَنــْگـــ ﺑﮯ بـَـنــْد وبــــارﮮ گِرفـْــتــــــَــمــ دِلـــَمــ را مــیفــُروشــَــــم... و مـــیفـــُــروشـــَــم لــــــَــــحـــظــهــ هـــــایـَـم را... حــالا بگــــو مـَــنـــ چهـ فـَرﻗﮯ کـَردهـ ام بــــــا کـــــَساﻧﮯ کـهـ تـَـنـ میـــــفـُـروشـَـند؟ مـــــا هــــَــردو فــــــاحِشـــــــهـ ایـــمـ
کرشمه
سلام و صد درود به خوشتیپهای دنبالر
کرشمه
ساعت خانه ام روی زمان رفتنت ایستاده ، از آن روز به بعد زمان را همینجا نگه داشته ام برگرد... نترس آب از آب تکان نخورده احساسم هنوز دست نخورده باقی مانده فقط سازشت را زیاد کن با موهای سپیدم...
کرشمه
براي دلم، گاهی مادری مهربان ميشوم دست نوازش بر سرش ميكشم، ميگويم: غصه نخور، ميگذرد... برای دلم، گاهی پدر ميشوم خشمگين ميگويم: بس كن ديگر بزرگ شدی … گاهی هم دوستی ميشوم مهربان دستش را ميگيرم، ميبرمش به باغ رويا ... دلم ، از دست من خسته است...
کرشمه
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم ، من میتوانم ، میشود ، آرام تلقین میکنم ، کم کم ز یادم میبری ، کم کم زیادم میروی ، این روزگار و رسم اوست ، این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم .... !!!!!
کرشمه
باید فراموشت کنم ، چندیست تمرین میکنم ، من میتوانم ، میشود ، آرام تلقین میکنم ، کم کم ز یادم میبری ، کم کم زیادم میروی ، این روزگار و رسم اوست ، این جمله را با تلخیش صد بار تمرین میکنم .... !!!!!
کرشمه
دلگير نشو از آدمها....!!! كنايه زدن عادتشان شده است، اينها سالهاست كه به هواي باراني مي گويند "خراب"
کرشمه
می دانی؟ یک وقت هایی باید رویِ یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت ... ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال سوت بزنی در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویی: بگذار منتظر بمانند...
کرشمه
دلـم گـرفته است ... نه اینـکه کسی کاری کرده باشد نه ... من آنقدر آدم گریز شده ام که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد.. دلم گرفتـه است که آنچه هستم را نمی فهمند ... و آنچه هستند را میپذیرم ... و دنیـا هم به رویش نمی آورد این تنـاقض را ...
کرشمه
بچه ها امروز خیلی برام دعا کنید که بد ترین روز زندگیم نباشه دلم گریه می خوادو شانه ایی محکم
کرشمه
امروز صبح... وقتي از خواب برخواستم ... فرشته ي سمت چپـم سرگرم... ِ نوشتن بود !... نميـدانم ...در خوابهــايم.. چه ميگذرد... که فرشته ي سمت ِ راست ..سال هـاست که چيزي براي نوشتن ندارد !!! طبيعي ايست اين همه روياي ِ تــو در خواب ... هر شب ...
کرشمه
امشب دوباره...غرق در تمنای دیدنت ..سرمه ی انتظار...به چشمانم میکشم...امشب دوباره ...تو را گم کرده ام.. میان آشفته بازار افکار مبهمم.. توی کوچه های بی عبور پاییزی.. دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را.. منتظر نشسته ام

13 سال و 11 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبلههههه
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 9 دقيقه قبلبوخووووووووووووس رررررررر/
13 سال و 11 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 24 دقيقه قبل.....
13 سال و 10 ماه و 25 روز و 22 ساعت و 41 دقيقه قبل//////////////////
13 سال و 10 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 19 دقيقه قبل