بازی با کلمات و دِل واژه ...
برفی زمستانی بر گونه هایم ریخت ولی یخ بست.چشمانم با آن ها کنار آمدند ولی دلم نه.
سپیده
سلامی به گرمی پتوی گرمی که وقتی هوا سرده میری زیرش و خوابت میبره.سلام.
سپیده
زندگی پر پیچ و خم است.من در یکی از این پیچ ها منتظر توام.می خواهم فریاد بزنم (از تنهایی خسته شدم)
سپیده
آرزوی شروعی دوباره با رفتنت تبدیل به آرزوی از دست رفته ای شد.
سلام


13 سال و 8 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبلسلام آقا وحید.
13 سال و 8 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبلدرود
13 سال و 8 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 23 دقيقه قبلسلام آقا امین علی.
13 سال و 8 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبل