سپیده
چقدر روزهایم داغ است بدون تو.من سرمای با تو را دوست دارم.
سپیده
روز ها از پیش هم رفتند و من در این تنهایی و بی کسی سوختم.بهشت ها مال شما برای من همان آتش سوزان اشک هایم کافی است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
برفی زمستانی بر گونه هایم ریخت ولی یخ بست.چشمانم با آن ها کنار آمدند ولی دلم نه.
سپیده
ای کاش روزی دوباره باران بیاید.اگر بیاید حتما بااو میروم.دلتنگی مانده ای نخواهم بود.مطمنم.
سپیده
آرزوی شروعی دوباره با رفتنت تبدیل به آرزوی از دست رفته ای شد.
سپیده
دلم واسه دوباره بریده شدم شاه رگ دستم تنگ شده.
سپیده
سلامی به گرمی پتوی گرمی که وقتی هوا سرده میری زیرش و خوابت میبره.سلام.
سپیده
چرا دردنبالر اینقدر تنهام.؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سپیده
روزی بدون سلام با امید از زندگی آغاز نمی شود ولی الان غروب گذشته.نمی دانم.همان سلام.
نمن که فکر نمی کنم.
13 سال و 9 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 36 دقيقه قبلامید این طور نگو!!!
13 سال و 9 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 30 دقيقه قبلچرا ؟؟؟
13 سال و 9 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 29 دقيقه قبلواقعیت همینه محمد رضا جان.
نه آقا امید این طور نیست.این یه اعتقاد شرک آمیز به معاد و قرآن هست.
13 سال و 9 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبلامید تو دین ما چنین چیزی نیست،تو دین شمارو نمیدونم...
13 سال و 9 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبل