دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زن - مجرد
امتیاز: 11962

دنبال‌شدگان

(681 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1075 کاربر)

گروه‌ها

(128 گروه)

بازدید

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

هـــر رو انــجـآم دادن اســمـش پـــآیـــهـ بودن نیـــس ... خــریــّتــ ه ... ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

یک شبی مجنون نمازش را شکست، بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت: یا رب از چه خوارم کرده ای؟بر صلیب عشق دارم کرده ای؟ مرد این بازیچه دیگر نیستم، این تو و لیلای تو من نیستم. گفت: ای دیوانه لیلایت منم، در رگت، پیدا و پنهانت منم. سال ها با جور لیلا ساختی، من کنارت بودمو نشناختی...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

نشناختمت هنوز آرام ميروي از خاطرم تو زود آرام مثل باد آرام مثل رود آرام مثل خواب از ياد ميروي

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

نه در آغوشم نه در نفس‌هایم نه در دلم که در گلوی منی بغض کرده‌ای و مرا هر لحظه نزدیک‌تر می‌کنی به انفجار درونم…! شب که میرسد کتاب دلم را ورق می زنم و روزهای بی تو بودن را شماره می کنم ای کاش مثل قاصدک عاشق بودی و احوال دلم را می پرسیدی!!! باران از چشمت افتاد باد شکل تنت پاییز را پشت در گذاشت کفش های رفتنت جفت سفر بود…! نگاهم را، تا انتهای افق های دور پرواز میدهم شاید ،آنجا نشانی از تو بیابم !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

هروقت در آغوش من بودی چشمانت را میبستی … نمیدانم به خاطر احساس زیاد بود یا خود را در آغوش دیگری تصور میکردی

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

از زنده ياد حسين پناهي پس اين ها همه، اسمش زندگي است دلتنگي ها، دل خوشي ها، ...ثانيه ها، دقيقه ها... حتي اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمي كه برايت نوشته ام برسد ما زنده ايم چون بيداريم ما زنده ايم چون مي خوابيم و رستگار و سعادتمنديم زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني براي گنجشك عشق باقي گذاشته ايم خوشبختيم زيرا هنوز صبح هامان آذين ملكوتي بانگ خروس هاست سرو ها مبلّغين بي منت سر سبزي اند و شقايق ها پيام آوران آيه هاي سرخ عطر و آتش؛ برغنچه هاي پياز ترانه هاي طراوتند و فكر کن... واقعا فكر كن كه چه هولناك مي شد، اگر از ميان آواها بانگ خروس و پارس سگ را بر مي داشتند و همين طور ريگ ها و ماه و منظومه ها را ما نيز بايد دوست بداريم ... آري بايد.... زيرا دوست داشتن بال روح ماست

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد. دوبیشتر روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید. پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..' دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم! مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
1314006445705606_orig.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤ گاهـے پروانہ ها هــم اشــتباهے (!) عاشـق مے شـوند ؛ به جاے ِ شــمع ... گـِرد ِ چــراغ های ِ بے احســاس ِ خیــابان (!) مے میــرند ... /❥

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
33.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

حـرف ها دارم امــا بزنــم یـا نـــزنم ؟ با توأم بـا تـو ! خــدا را بـزنــم یـا نـزنــم ؟ همــه ی حـرف دلـم بـا تو همیــن اسـت که " دوســت " چـه کنــم حـرف دلــم را بــزنم یا نــزنـم ؟! * قیصــر امیــن پـور *

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

چـون جغـد بـر ویـرانـه های ِ ذهنمــ لـانه کـرده است خیــال ِ تـو ... شبـحی دیـوانه را می مانـد _ انگــار کـه نـه روز می شنـاسد و نـه شب نـه از رویـا می دانـد و نـه از کابـوس نـه عزمــ رفتـن می کنـد و نـه خیـال ِ مانـدن دارد ... راستـی! بـا او، چـه کنـد؟ مــن!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
11.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤ دیگـر صدایمــ نکـن بعـد از این همـه سال عشق یک طـرفه عاشقـی همــ از یادمــ رفـت گفتـی باید همـه چیـز مـنطقـی بـاشد گفتمــ عاشق مـنطـق نـمی شناسد گفتـی عشق بـی مـفهومــ است بـاید دوست داشت ... گفتمــ اگر دوستمــ داشتـه بـاشی بـرایمــ کافـی ست امـا دوست داشتـن همــ منـطق داشت ... آه ... می خواهمــ بـار این عشق را زمین بگذارمــ خستـه امــ ... عـشق زده ... رنجـور ... تـنهــا ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

دوبــاره تکـــرار نکن ، خستـــه تر از آنــم که منتظر پــایــانش باشـــم ! سالــهاستـــ بی قصــه میخــوابــم ... من کــه هیچ / کلــاغ قصه هم از شنیدن " یکی بود ، آن یکی گور به گور بود " عــاصی شده -

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

زیاده خواه نیستم جاده‌ ی شمال یک کلبه ی جنگلی‌ یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی کمی‌ هیزم کمی‌ آتش مه‌ِ جنگلی‌ کمی‌ تاریکی ‌ِ محض کمی‌ مستی کمی‌ مهتاب برای حال...بیشتر بیشتر ... چند نخ ِ سیگار و بوی یـار و بوی یـار و بوی یـار