❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
حرف هایت همه را شنیدم ... بوی خوب احساس را از آنها حس کردم ... همه بر دلم نشست و عشق دوباره در خاطرم جوانه زد ... پس باز انتظار ... اما انتظاری شیرین ... خواهی آمد در کنارم و وجودم را سرا پا عشق خواهی کرد .................... !!!!!!! یادم نبود اینها همه رویائی بیش نیست ....!!!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
می ترسم از نبودنت و از بودنت بیشتر نداشتن تو ویرانم می کند و داشتنت متوقفم وقتی نیستی کسی را نمی خواهم و وقتی هستی تورا می خواهم خداحافظی ات به جنونم می کشاند و سلامت به پریشانی بی تو دلتنگم و با تو بی قرار بی تو خسته ام و با تو در فرار در خیال من بمان...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ﮔﺎﻫـی ﺣﺘـی ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﻧـﮕﺎﻩﮐـﻨـــﻢ ، ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ ﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ.... !؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کیســــــــــــــــــــت هم آغوش ِ تو لعنتـــــی...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تنت بوی غریبه میدهد و الا سگهای محله/ بیخود پارس نمیکنند! از مردانگیام بدور است هرزگی ات را ببینم و به رویت بیاورم امشب جایت را / در شعرهایم جدا انداخته ام خواستی بخواب اما فردا با اولین تلنگرِ بارانِ بی کسیام به چشم بزن به چاک...!!! -بهرنگ قاسمی-
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من برای تو میخونم هنوز از اینور دیوار// هرجای گریه که هستی خاطره هاتو نگهدار //تو نمیدونی عزیزم حال روزگار ما رو// توی ذهن آینه بشمار تک تک حادثه ها رو //خورشیدو از ما گرفتن شکر شب ستاره پیداست// از نگاه ما جرقه صد تا فانوسه یه رویاست// من برای تو میخونم بهترین ترانه هارو// دل دیوارو بلرزون تازه کن خلوت مارو// هم غصه بخون با من تو این قفس بی مرز// لعنت به چراغ سرخ لعنت به چراغ سبز...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!! پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟ پسر ميگه : من..!! ... ... ... پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!! پسر ميگه : بازم من شيرم... پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟ پسر ميگه : بابا تو شيري...!! پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟ پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا... به سلامتي هرچي پدره
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میدانی؟ گاهی اینطوریست از خیانت کسی به خیالش پناه می بری تا اتفاقی که هیچ وقت از چشم ِتو نیافتاد از چشم ِ کسی روی خیالت اسکاج بکشد..!! و این یعنی جنون.! یعنی آنقدر دریا به دل زده باشی که عشق هیچ وقت به جزیره ی نفرت موج نکوبیده باشد میدانی رفیق.. گاهی زندگی در یک شکست عشقی خلاصه می شود آنقدر کوتاه که گور بابای جنگ جهانی سوم...!! آنقدر پرخاطره که فالهای سر چهارراه هم فقط مُسَکن می شوند درست مثل سیگارهایی که از دست پسر بچه ای می خریدی که بدبختی را از پدر به ارث برده حالا احساس میکنم او از من خوشبخت تر است ..!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از همان اول داستان،قصه ي ما را لو دادند...يکي بود...يکي نبود ...........
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانیست ، که رختهای دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست .