❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاك بسپاريد تا اجزاي بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهد كوروش بزرگ
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
راهے است میان ما .... نه تو مے آیے ... نه من مے توانمـ برومـ .... این جاده براے نرسیدن بود ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ببخش، زمان! برای انبوه دنیای از دست رفته در ثانیه ببخش عشق قدیمی که من این گام تازه را برای اولینبار برمیدارم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نفسی رفت و نفسی آمد .وما بین آن رفتن و این آمدن هزار خاطره از تو ذهنم را که نه بلکه تمام وجودم را تسخیر کرد. توی فرهنگ لغت "ذوب شدن " معنیش این هست؟؟؟؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی سگها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند و مترسکها در مزارع با کلاغها تبانی می کنند...از وفاداری آدمها چه انتظاریست....؟؟؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هوای نبودنت پر است از ابرهای دلتنگی برنمیگردی؟!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
پنج وارونه چه معنا دارد؟؟؟ خواهر کوچکم از من پرسید،من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوارو درختان دیدم ... بيشترپنج وارونه چه معنا دارد؟؟؟ خواهر کوچکم از من پرسید،من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت: روی دیوارو درختان دیدم باز هم خندیدم،گفت: دیروز خودم دیدم،پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردمو بوسیدمو با خود گفتم: بعدها وقتی غم، سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نگران نبودنت نباش ...برو
نفرینت نمیکنم
همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کا[!]ت.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟ این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بگین بباره بارون ، دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون از آدما فراری ، از... عاشقا گریزون بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش می شد که من از عشق حذر می کردم یا که این زندگی سوخته سر می کردم، ای که قلبم بشکستی و دلم بربودی! ز چه رو این دل بشکسته به غم آلودی؟ من غافل که به تو هیچ جفا ننمودم، بکن آگه که کدامین ره کج پیمودم؟ ای فلک ننگ به تو , خنجرت از پشت زدی، به کدامین گنه آخر تو به من مشت زدی؟ کاش می شد که زمین جسم مرا می بلعید، کاش این دهر دورو بخت مرا برمی چید، آه ای دوست! که دیگر رمقی در من نیست، تو بگو داغ تر ار آتش غم دیگر چیست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش. دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار خبر از یار نیار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم مگر این غم ز سرم دور شود ولی افسوس نشد، ولی افسوس نشد…