❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
واژه هایم بهانه می گیرند....
سهم من...
یک پنجره...
و چارچوب خیس بغض هایم...
چاره ای نیست...
نه...
دیگر...
...
همین!
"خدا ب
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلتنگی بد نیست ، یادگاری است از آنانی که داریم و دورند . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دیوانه ام می كند ...!
فكر اینكه .. زنده زنده .. نیمی از من را .. از من جدا كنن
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اشک من جاری شد... جای تو خالی بود جـــــــــای تـــــــــو ... عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید شعر دلتنگی من سخت گریست
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد : گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير .
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلتنگي هاي پر سر و صدا را فقط خدايي بخواند که کوچکي و وسعت دنيايم نمي خنداندش اين خدايي که قرار است بخواند هر چه کرد ادم نشدم ولي من به ادم شدن ايمان دارم !!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود ... ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ریخته سرخ غروب
جا به جا بر سر سنگ
کوه خاموش است
می خروشد رود
مانده در دامن دشت
خرمنی رنگ کبود
سایه آمیخته با سایه
سنگ با سنگ گرفته پیوند
روز فرسوده به ره می گذرد
جلوه گر آمده در چشمانش
نقش اندوه پی یک لبخند
جغد بر کنگره ها می خواند
لاشخورها سنگین
از هوا تک تک آیند فرود
لاشه ای مانده به دشت
کنده منقار ز جا چشمانش
زیر پیشانی او
مانده دو گود کبود
تیرگی می آید
دشت می گیرد آرام
قصه رنگی روز
می رود رو به تمام
شاخه ها پژمرده است
سنگها افسرده است
رود می نالد
جغد می خواند
غم بیامیخته با رنگ غروب
می ترواد ز لبم قصه سرد
دلم افس
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
همه چیز " زیادش " دل را می زند زیاد دوستت داشتم !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
خورشید مردّد است، کمرنگ شده
هر چیز که دست می زنم سنگ شده
انگار که حال و روز دنیا خوش نیست
شاید که دلت برای من تنگ
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گفته بودی : یا تو یا هیچکس !
ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم
که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است
و
من افتاده ام!ا
تو از دست, من