❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند : نگاه کنید دسته اش از
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
رفیق مثل کفش میمونه،رفاقت مثل جاده
چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید . او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب...بیشتر خودت باش کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم کودک گفت:می دانستم با او نسبت داری
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عاشــــــــقی شــــــور نمی خواهد... شعــــــــــــــــور میخواهد....!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
فاصله ها در عین كوتاهی چه بلند خلق شده اند
كجاست دستی كه به درازی فاصله ها باشد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
salam dustan zohretun bekheir
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی دنیا به من پشت می کند
واژه هایم به تمنا می افتند..
در می یابم:
لحظه نوشتن،همین لحظه است..
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زخمها التیام می یابند اما به چه قیمتی؟؟؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
salam dustaye golam ,shabe hamegi bekheir
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
doostaye golam rooze khubi dashte bashin,felan 13ye 13ye
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی… که بلغزد بر من، من خودم بودم و … یک حس غریب .. که به صد عشق و هوس میارزید!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
.ای مــتــرســـــــــــک آنقدر دستهایت را بازنــکـــــــن
کسی تو را در آغوش نمیگیرد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید (کورش کبیر)